bid
به همرسانی
/ ˈbid /
verb (T)
امر کردن، فرمان دادن، دستور دادن؛
گفتن (سلام، بدرود، خوشآمد)؛
فراخواندن، دعوت کردن؛
پیشنهاد دادن (قیمت)؛
پذیرفتنِ اولیهٔ پیشنهادِ یک خانه یا مغازه برای خرید یا اجاره پیش از بازدیدِ آن؛
اعلام کردن، گفتن (ورقبازی)
bid
/ ˈbid /
verb (I)
قیمت دادن، قیمت را بالا بردن (مزایده، ناقصه)؛
قول دادن و وعده دادن در انتخاباتِ سیاسی
bid
/ ˈbid /
noun
پیشنهادِ قیمت، قیمتِ پیشنهادی (در مزایده و مناقصه)؛
مزایده، مناقصه (در آمریکا)؛
تلاش، تقلا؛
خواندن، بالاتر خواندن (در بازیِ ورق)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه