پس از there، بیانگرِ وجودِ چیزی، معادلِ بودن و وجود داشتن؛
پس از it بیانگرِ وقت و زمان، معادلِ بودن؛
با قید یا حرفِ اضافه، بیانگرِ موقعیتِ چیزی در زمان یا مکانِ معین، معادلِ بودن یا قرار داشتن؛
بیانگرِ بقای چیزی در جایی، معادلِ ماندن، باقی ماندن، بودن؛
بیانگرِ حضور در جایی، معادلِ حضور داشتن، حاضر بودن، بودن؛
با قید یا حرفِ اضافه، بیانگرِ حرکت به جایی یا از جایی، بسته به موقعیت معادلِ رفتن، آمدن، رسیدن؛
بیانگرِ کیفیت یا موقعیت، معادلِ بودن؛
بیانگرِ جنس، معادلِ بودن؛
بیانگرِ هویت، نام، حرفه و نظایرِ آن، معادلِ بودن؛
بیانگرِ مالکیت، معادلِ بودن؛
بیانگرِ قیمت، معادلِ بودن؛
بیانگرِ برابریِ مقادیر و اعداد، معادلِ شدن؛
بیانگرِ ارزش، معادلِ به معنای ... بودن، برابری کردن با، به ... ارزیدن؛
بیانگرِ تغییر، معادلِ شدن