barnstorm
به همرسانی
/ ˈbärn-ˌstȯrm /
verb (I)
دورِ کشور راه افتادن، کشور را دور زدن، کشورگردی کردن (در آمریکا)؛
در شهرهای مختلف نمایش دادن، بازیگردی کردن، نمایشگردی کردن (تئاتر)؛
سفرِ انتخاباتی کردن، گردشخوانی کردن
(سیاسی)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه