bark
به همرسانی
/ ˈbärk /
noun
پوست، پوسته (درخت)
bark
/ ˈbärk /
verb (T)
پوستِ درخت را کندن؛
پوستِ ... را بردن (آرنج، زانو و غیره)
bark
/ ˈbärk /
noun
کشتیِ بادبانی؛
زورق، کشتی (ادبی)
bark
/ ˈbärk /
noun
پارس، عوعو، واقواق (سگ)؛
صدای تفنگ، صدای سرفه (مجازی)
bark
/ ˈbärk /
verb (I)
پارس کردن، صدا کردن (سگ)؛
سرفه کردن (عامیانه)؛
داد زدن، فریاد کشیدن
bark
/ ˈbärk /
verb (T)
با فریاد گفتن، داد زدن و گفتن
دیدگاهها
ثبت دیدگاه