barbed
به همرسانی
/ ˈbärbd /
adjective
خاردار؛
پیکاندار (تیر)؛
نوکدار (قلابِ ماهیگیری)؛
نیشدار، گزنده (سخن)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه