balance
به همرسانی
/ ˈba-lən(t)s /
verb (T)
سبک و سنگین کردن، سنجیدن (فکر، مسئله، تصمیم)؛
با هم مقایسه کردنِ دو چیز؛
متعادل کردن، به حالِ تعادل درآوردن؛
متوازن کردن، متعادل کردن، تراز کردن (حساب)(بازرگانی، مالی)
balance
/ ˈba-lən(t)s /
verb (I)
متوازن بودن، تراز بودن، با هم خواندن (ستونهای بدهکار و بستانکار)(بازرگانی، مالی)
balance
/ ˈba-lən(t)s /
noun
ترازو؛
کوک، پیچِ تنظیم (ساعت)؛
توازن، تعادل، متوازن بودن، متعادل بودن؛
تناسب، هماهنگی (هنر)؛
تراز، مابهالتفاوت (بازرگانی، حسابداری، مالی)؛
مانده، تتمه، موجودی (حساب)؛
پسمانده، تهمانده (مجازی)
Balance
/ ˈba-lən(t)s /
noun
میزان، ترازو (هفتمین صورتِ منطقهالبروج)(ستارهشناسی)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه