rambling
به همرسانی
/ ˈram-b(ə-)liŋ /
adjective
بینقشه، درهمبرهم، بیدرودروازه، بیدروپیکر، با رشدِ سرطانی (ساختمان، خیابان، شهر)؛
رونده (گیاه)؛
بیسروته، درهمبرهم، قاطی، پریشان (نوشته، گفتار)(به طعنه)
rambling
/ ˈram-b(ə-)liŋ /
noun
گردش، پیادهروی؛
نوشتۀ بیسروته؛
حرفِ درهموبرهم
دیدگاهها
ثبت دیدگاه