ram
به همرسانی
/ ˈram /
noun
قوچ؛
قوچِ قلعهخرابکن، دژکوب (نظامی)؛
کوبه، چکش،
شمعکوب، پایهکوب، تیرکوب (فنی)
ram
/ ˈram /
verb (T)
تصادم کردن به، اصابت کردن با، برخورد کردن با؛
زدن به؛
کوبیدن به، فشارآوردن به؛
برخورد کردن با، تصادف کردن با، خوردن به (کشتی)؛
فرو کردن، نشاندن (تیر وغیره)؛
چپاندن، تپاندن (محاوره)؛
صاف کردن، مسطح کردن، کوبیدن، تسطیح کردن (زمین و غیره)
ram
/ ˈram /
verb (I)
زدن، کوبیدن، کوفتن
دیدگاهها
ثبت دیدگاه