Logo

authorize

Spider Icon
/ ˈȯ-thə-ˌrīz /
verb (T)

نوواژه‌(ها)ی پیشنهادی

آشاردن
\ 'âš.âr.d.an \
فعل (گذرا)
ساخت‌واژه
نکته

مثال‌ها و کاربردهای فارسی

  • من بانک را آشاردم (به بانک اجازه‌ٔ رسمی دادم) تا چکِ چهارصدمیلیونیِ او را پرداخت کنند.
  • آن‌ها گفتند اگر همه‌ٔ اعضا در نشست حاضر نباشند نمی‌توانند قراردادِ تازه را بِیاشارَند (تصویب کنند.)
  • شورای شهر هشت طرحِ بزرگِ نوسازی در قالبِ برنامه‌ای سه‌ساله آشارد (تصویب کرد.)
۴.

دیدگاه‌ها