authority
به همرسانی
/ ə-ˈthȯr-ə-tē // ȯ-, // -ˈthär- /
noun
مرجعیتِ مقتدر؛
قدرت، نفوذ، سلطه، مرجعیت، اقتدار، توانایی؛
حق، اختیار، اجازه؛
مقامات، مراجع، اولیای امور، صاحبانِ قدرت (معمولاً جمع)؛
کتابِ مرجع یا مأخذ؛
شخصِ صاحبنظر یا مرجع
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
آشارَندگی
\ 'âš.âr.and.eg.i \
اسم
ساختواژه
آشار
+
ــَـند
+
ــِـگی
بروید به: authorize .
نکته
آشارمان
\ 'âš.âr.mân \
اسم
ساختواژه
آشار
+
ــمان
بروید به: authorize .
نکته
آشارمندی
\ 'âš.âr.mand.i \
اسم
ساختواژه
آشار
+
ــمند
+
ــی
بروید به: authorize .
نکته
آشار
\ 'âš.âr \
اسم
ساختواژه
آشار
بروید به: authorize .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
سازمانِ ملل همواره از آشارندگیاش (مرجعیتِ مقتدرش، قدرتاش) برای نگهداشتِ صلح در جهان بهره میگیرد.
براساسِ طرحِ نوآورانهٔ دولت، به استانها آشارَندگی (مرجعیت، قدرت) داده میشود تا کارهای اقتصادی را با صلاحدیدِ شورای استان انجام دهند.
آشارمانهای (مراجعِ، صاحبمنصبانِ) بهداشتی در ایران از روشِ برخورد با بیماریِ کرونا چندان خرسند نیستند.
۴.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه