go off the rails
به همرسانی
idiom
از کنترل خارج شدن، به هم ریختن، دچارِ بینظمی شدن، قاتیپاتی شدن؛
خل شدن، دیوانه شدن، کسی به سرش زدن، قاتی کردن
(در بریتانیا، محاوره)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه