quick
به همرسانی
/ ˈkwik /
adjective
چابک، فرز، جلد (شخص)؛
پرشتاب، تند (اتومبیل و غیره)؛
فوری (کار)؛
قبراق، تیز، تند و تیز؛
حسّاس (گوش، چشم)؛
تند (اخلاق)؛
باهوش، تیز، زیرک (شخص)
quick
/ ˈkwik /
adverb
تند، زود، فورأ، سریعأ، به سرعت، در دم، بلافاصله، بیدرنگ
quick
/ ˈkwik /
noun
گوشت (زیرِ ناخن)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه