quench
به همرسانی
/ ˈkwench /
verb (T)
خاموش کردن، آب روی ... ریختن (آتش، شعله)؛
رفع کردن، دفع کردن (عطش)؛
فرونشاندن، فروخواباندن، زایل کردن، از میان بردن، سرد کردن؛
در آب فرو بردن، سرد کردن (جسمِ داغ)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه