Logo

archivist

Spider Icon
/ ˈär-kə-vist // -ˌkī- /
noun

نوواژه‌(ها)ی پیشنهادی

باگین‌گر
\ bâg.in.gar \
اسم ، صفت
ساخت‌واژه
نکته
باگینِش‌گر
\ bâg.in.eš.gar \
اسم ، صفت
ساخت‌واژه
نکته

مثال‌ها و کاربردهای فارسی

  • به او گفتند که باید برود سراغِ باگین‌گرِ (بایگانِ) بیمارستان و پرونده‌های چهار سال پیشِ بیمار را بگیرد و بیاورد.
  • به او گفتند که باید برود سراغِ باگین‌گرِ (بایگانِ) بیمارستان و پرونده‌های چهار سال پیشِ بیمار را بگیرد و بیاورد.
۳.

دیدگاه‌ها