annotate
به همرسانی
/ ˈa-nə-ˌtāt /
verb (T)
حاشیهنویسی بر؛
نوشتنِ نُتِ موسیقی؛
حاشیه نوشتن بر، تعلیق نوشتن بر، شرح کردن، توضیح کردن
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
آنادن
\ 'â.nâ.d.an \
فعل (گذرا)
ساختواژه
آ
+
ناد
+
ــَـن
بروید به: note .
نکته
صرف فعل
آناهیدن
\ 'â.nâh.id.an \
فعل (گذرا)
ساختواژه
آ
+
ناهید
+
ــَـن
بروید به: note .
نکته
صرف فعل
مثالها و کاربردهای فارسی
آن متن را بهدقت خواندم و آناهیدَم (حاشیهنویسی کردم،) چنانکه همواره چنین میکنم.
فریدون یکروز خاطرههایش را مینویسد و روزِ دیگر نوشتههایش را میآناهَد (حاشیهنویسی میکند) تا چیزی از خاطرههایش از قلم نیفتد.
۳.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه