anatomy
به همرسانی
/ ə-ˈna-tə-mē /
noun
عملِ کالبدشکافی، وضعِ آناتومیکِ یک جاندار، تشریح، واحدِ درسیِ آناتومی؛
کالبدشناسی، علمِ تشریح، آناتومی؛
ساخت، ساختار، اندامشناسی (مجازی)
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
آنیکالِش
\ 'âni.kâl.eš \
اسم
ساختواژه
آنیکال
+
ــِـش
بروید به: anatomize .
نکته
آنیکال
\ 'âni.kâl \
اسم
ساختواژه
آنیکال
بروید به: anatomize .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
در سه سالِ نخستِ دورهٔ پزشکی دوازده واحد آنیکال (درسِ آناتومی) و ده واحد فیزیولوژی گذراندیم.
او میگفت که آنیکالِ (آناتومیِ ) بدنِ آدمی تا نوددرصد به شامپانزه شباهت دارد.
نوشتهٔ او یک آنیکالِ (تشریحِ ) جامع از راهبردِ نظامیِ ناپلئون در فتحِ اروپا بهدست میداد.
۴.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه