alienation
به همرسانی
/ ˌā-lē-ə-ˈnā-shən /
noun
بیگانگی، بیاعتنایی، بیزاری؛
بیگانهشدگی، بیخویشتنی، واپیوستگی، دلکندگی، بریدگی؛
دیوانگی، اختلالِ مشاعر (روانشناسی)؛
انتقالِ زمین و غیره، واگذاری؛
جدایی
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
آنیرِش
\ 'âni.(i)r.eš \
اسم
ساختواژه
آنیر
+
ــِـش
بروید به: alienate .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
مردمانِ افسرده دچارِ نوعی احساسِ آنیرِش (بیگانهشدگی، بیگانگی) از دیگر مردمان هستند.
آنیرِشِ (بیگانهسازیِ) هوادارانِ حزب پیامدهای ناجورِ خود را در انتخابات نشان خواهد داد.
۳.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه