be able to afford (to do) sth
به همرسانی
phrase
استطاعتِ (کاری) را داشتن، تواناییِ (انجامِ کاری) را داشتن، از عهدهٔ (کاری) برآمدن، از پسِ ... برآمدن، بضاعتِ ... را داشتن، پولِ ... را داشتن
دیدگاهها
ثبت دیدگاه