admittedly
به همرسانی
/ əd-ˈmi-təd-lē /
adverb
بهراستی، بهدرستی، درواقع، درحقیقت؛
مسلماً، یقیناً، قطعاً، علی التحقیق؛
میپذیرم که، پذیرفتم که، باید اذعان کرد که ، باید اعتراف کرد که ، اذعان می کنم که
دیدگاهها
ثبت دیدگاه