exaggerated
به همرسانی
/ ig-ˈza-jə-ˌrā-təd /
adjective
مبالغهآمیز، اغراقآمیز؛
گزاف؛
مفرط، بیش از حد؛
افراطی
مثالها و کاربردهای انگلیسی با ترجمه و کاربرد فعل نوپیشنهادی
a friend exaggerates a man's virtues.
۱.
ثبت ترجمه
concentrate
/ ˈkän(t)-sən-ˌtrāt // -ˌsen- /
verb (T)
متمرکز کردن، جمع کردن، گردآوردن، تمرکز دادن به (نیروها، حواس، فکر و غیره)؛
غلیظ کردن، تغلیظ کردن
dote on / upon sb / sth
verb (T)
بیش از حد علاقه داشتن به، شیفتهٔ ... بودن، دیوانهٔ ... بودن، دیوانهوار عشق ورزیدن به
downtown
/ ˌdau̇n-ˈtau̇n /
adverb
به \ در پایینِ شهر؛
به \ در مرکزِ شهر
drunk and incapable
phrase
بروید به: drunk and disorderly .
dual-purpose
/ ˈdü-əl-ˈpər-pəs // ˈdyü- /
adjective
دوکاره
dystrophy
/ ˈdi-strə-fē /
noun
اختلالِ تغذیه، نقصِ تغذیه (پزشکی)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه