iconize
به همرسانی
/ ī-ˌkän-ˌnīz /
verb (T)
تصویرِ شاخص ساختن از چیزی، شمایل کردنِ چیزی، چیزی را بهعنوانِ آیکون ترسیم کردن، چیزی را تبدیل به آیکون کردن(رایانه)
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
آچامیدن
\ â.čâm.id.an \
فعل (گذرا)
ساختواژه
آ
(پیشوندِ فعل)
+ چام
(ستاکِ برساخته از ریشهی نیاایرانیِ čašman به معنای چشم ) + ــ
یدن
(نشانهٔ مصدر)
نکته
ریشهشناسی
صرف فعل
مثالها و کاربردهای فارسی
او را بهعنوانِ نمادی از قدرت، شجاعت و ستمستیزی در سینمای هند آچامیدند (شمایلسازی کردند.)
شما میتوانید با کشیدن پنجرهها به چارگوشِ کناری، آنها را بِیاچامید (تبدیل به آیکون کنید،) بیآنکه به دسکتاپ بروید.
۳.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه