غرق کردن (کَشتی)؛
ضایع کردن، از بین بردن (مجازی، محاوره)؛
به هم زدن؛
نابود کردن، بدبخت کردن، مانعِ موفقیتِ ... شدن؛
فرو بردن، پایین بردن؛
به قعرِ ... فرستادن؛
پایین آوردن (صدا)؛
نصب کردن، نشاندن، چال کردن (تیر و غیره)؛
حفر کردن، کندن (تونل وغیره)؛
به کیسه انداختن (توپ)(بیلیارد)؛
تو سوراخ انداختن (توپ)(گلف)؛
تهِ ... را بالا آوردن، ترتیبِ ... را دادن، نفله کردن (مشروب)(محاوره)