Logo

shipment

Spider Icon
/ ˈship-mənt /
noun

نوواژه‌(ها)ی پیشنهادی

راهینِش
\ râh.in.eš \
اسم
ساخت‌واژه
نکته
راهین
\ râh.in \
اسم
ساخت‌واژه
نکته
رهینه
\ rah.in.e \
اسم
ساخت‌واژه
نکته
راهینه
\ râh.in.e \
اسم
ساخت‌واژه
نکته
راهینان
\ râh.in.ân \
اسم
ساخت‌واژه
نکته

مثال‌ها و کاربردهای فارسی

  • شرکتِ آمازون برای خریدهای بالاتر از بیست پوند در انگلستان پولی برای راهینِش (ارسال) دریافت نمی‌کند.
  • میوه‌ها را باید پیش از راهینِش (ارسال) چند روز در جای گرم انبار می‌کردند تا رسیده شوند.
۳.

مثال‌ها و کاربردهای انگلیسی با ترجمه و کاربرد فعل نوپیشنهادی

A shipment of urgent medical supplies is expected to arrive very soon.

  • یک رَهین از لوازمِ پزشکیِ فوری قرار است به‌زودی برسد.
۲.

We are required to pay for the goods before shipment.

  • پیش از راهینِش باید هزینهٔ آن را بپردازیم.
۲.

دیدگاه‌ها