۱- ارسال با کشتی یا هر نقلافزارِ دیگر
۲- محموله(ها)، بار(ها)، کالا(ها)ی ارسالی
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
اسم
ساختواژه
راهین + ــِـ
شبروید به: ship .
نکته
اسم
ساختواژه
رَهین + ــِـه
نکته
اسم
ساختواژه
راهین + ــه
نکته
اسم
ساختواژه
راهین + ــ
انبروید به: ship .
نکته
وقتی که shipment اسمِ جمع باشد.
مثالها و کاربردهای فارسی
- شرکتِ آمازون برای خریدهای بالاتر از بیست پوند در انگلستان پولی برای راهینِش (ارسال) دریافت نمیکند.
- میوهها را باید پیش از راهینِش (ارسال) چند روز در جای گرم انبار میکردند تا رسیده شوند.
مثالها و کاربردهای انگلیسی با ترجمه و کاربرد فعل نوپیشنهادی
A shipment of urgent medical supplies is expected to arrive very soon.
- یک رَهین از لوازمِ پزشکیِ فوری قرار است بهزودی برسد.
We are required to pay for the goods before shipment.
- پیش از راهینِش باید هزینهٔ آن را بپردازیم.