labor
به همرسانی
/ ˈlā-bər /
noun
کار؛
کارگران، طبقهٔ کارگر؛
نیروی کار، کارگر؛
کارگری (صفتگونه)؛
مربوط به کارگر؛
زایمان، وضعِ حمل
labour (UK)
/ ˈlā-bər /
verb (T,I) , noun , adjective
labor
/ ˈlā-bər /
verb (I)
کار کردن؛
تلاش کردن، سخت کوشیدن؛
زحمت کشیدن؛
جان کندن؛
به زحمت کار کردن، به کندی کار کردن، نفسنفس زدن (موتور)؛
به زحمت پیش رفتن، به کندی پیش رفتن، به زحمت حرکت کردن، به کندی حرکت کردن (کشتی، قایق و غیره)
labor
/ ˈlā-bər /
verb (T)
شرح و بسط دادن، طول و تفصیل دادن، بسط دادن
Labor
/ ˈlā-bər /
noun
حزبِ کارگر (در بریتانیا، سیاسی)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه