۱- کمک کردن به کسی برای آنکه به چیزی دست یابد، فراهم آوردنِ آنچه نیازین است، خدمت کردن، خدمتگذاری کردن، وظیفهٔ خود را انجام دادن
۲- دستورِ مشتری را در یک غذاخوری و ... اجرا کردن، پذیرایی کردن، غذا کشیدن
۳- زمانی معین کاری را در جایی انجام دادن، گذراندنِ دورهٔ سربازی،
۴- آغاز کردنِ بازی در یک مرحله از بازی در برخی بازیها (زدنِ نخستین ضربه به توپ برای آغاز کردنِ بازی در هر مرحله از آن بازی)