جدول صرف فعل
جدول صرف فعل مجهول
ستاکها
ستاک گذشته
ویناد
ستاک حال
وینای
ستاک وصفی
ویناده
حالِ ساده ( مضارعِ اخباریِ بدونِ «می» یا مضارعِ التزامیِ بدونِ «ب» )
وینایَم
ویناییم
وینایی
وینایید
وینایَد
وینایَند
حالِ پیوسته ( مضارعِ اِخباری )
می وینایَم
می ویناییم
می وینایی
می وینایید
می وینایَد
می وینایَند
گذشتهٔ ساده ( ماضیِ ساده )
وینادم
وینادیم
وینادی
وینادید
ویناد
وینادند
گذشتهٔ پیوسته ( ماضیِ استمراری )
می وینادم
می وینادیم
می وینادی
می وینادید
می ویناد
می وینادند
گذشتهٔ اکنونرَس ( ماضیِ نقلی )
وینادهام
وینادهایم
وینادهای
وینادهاید
وینادهاست
وینادهاند
گذشتهٔ دورِ پیوسته ( گذشتهٔ پَسارَسِ پیوسته یا ماضیِ بعیدِ استمراری )
می وینادهام
می وینادهایم
می وینادهای
می وینادهاید
می وینادهاست
می وینادهاند
گذشتهٔ دور ( گذشتهٔ پَسارَس یا ماضیِ بعید )
ویناده بودم
ویناده بودیم
ویناده بودی
ویناده بودید
ویناده بود
ویناده بودند
گذشتهٔ اکنونرَسِ پیوسته ( ماضیِ نقلیِ استمراری )
ویناده بودهام
ویناده بودهایم
ویناده بودهای
ویناده بودهاید
ویناده بودهاست
ویناده بودهاند
حالِ پیشرو ( حالِ پیشرونده یا مضارعِ مستمر )
دارم می وینایَم
داریم می ویناییم
داری می وینایی
دارید می وینایید
دارد می وینایَد
دارند می وینایَند
گذشتهٔ پیشرو ( گذشتهٔ پیشرونده یا ماضیِ مستمر )
داشتم می وینادم
داشتیم می وینادیم
داشتی می وینادی
داشتید می وینادید
داشت می ویناد
داشتند می وینادند
حالِ بایسته ( مضارعِ التزامی )
بوینایم
بویناییم
بوینایی
بوینایید
بویناید
بوینایند
گذشتهٔ بایسته ( ماضیِ التزامی )
ویناده باشم
ویناده باشیم
ویناده باشی
ویناده باشید
ویناده باشد
ویناده باشند
آیندهٔ ساده ( مستقبل )
خواهم ویناد
خواهیم ویناد
خواهی ویناد
خواهید ویناد
خواهد ویناد
خواهند ویناد
دستورِ اَنجامِشی ( فعلِ امر )
دستورِ بازدارِشی ( فعلِ نَهی )