Logo

صرف فعل اَندیزیدن

جدول صرف فعل
جدول صرف فعل مجهول
ستاک‌ها
ستاک گذشته
اَندیزید
ستاک حال
اَندیز
ستاک وصفی
اَندیزیده
حالِ ساده ( مضارعِ اخباریِ بدونِ «می» یا مضارعِ التزامیِ بدونِ «ب» )
اَندیزَم
اَندیزیم
اَندیزی
اَندیزید
اَندیزَد
اَندیزَند
حالِ پیوسته ( مضارعِ اِخباری )
می اَندیزَم
می اَندیزیم
می اَندیزی
می اَندیزید
می اَندیزَد
می اَندیزَند
گذشته‌ٔ ساده (‌ ماضیِ ساده )
اَندیزیدم
اَندیزیدیم
اَندیزیدی
اَندیزیدید
اَندیزید
اَندیزیدند
گذشته‌‌ٔ پیوسته ( ماضیِ استمراری )
می اَندیزیدم
می اَندیزیدیم
می اَندیزیدی
می اَندیزیدید
می اَندیزید
می اَندیزیدند
گذشته‌ٔ اکنون‌رَس ( ماضیِ نقلی )
اَندیزیده‌ام
اَندیزیده‌ایم
اَندیزیده‌ای
اَندیزیده‌اید
اَندیزیده‌است
اَندیزیده‌اند
گذشته‌ٔ دورِ پیوسته ( گذشتهٔ پَسارَسِ پیوسته یا ماضیِ بعیدِ استمراری )
می اَندیزیده‌ام
می اَندیزیده‌ایم
می اَندیزیده‌ای
می اَندیزیده‌اید
می اَندیزیده‌است
می اَندیزیده‌اند
گذشته‌ٔ دور ( گذشتهٔ پَسارَس یا ماضیِ بعید )
اَندیزیده بودم
اَندیزیده بودیم
اَندیزیده بودی
اَندیزیده بودید
اَندیزیده بود
اَندیزیده بودند
گذشته‌ٔ اکنون‌رَسِ پیوسته ( ماضیِ نقلیِ استمراری )
اَندیزیده بوده‌ام
اَندیزیده بوده‌ایم
اَندیزیده بوده‌ای
اَندیزیده بوده‌اید
اَندیزیده بوده‌است
اَندیزیده بوده‌اند
حالِ پیشرو ( حالِ پیش‌رونده یا مضارعِ مستمر )
دارم می اَندیزَم
داریم می اَندیزیم
داری می اَندیزی
دارید می اَندیزید
دارد می اَندیزَد
دارند می اَندیزَند
گذشته‌ٔ پیشرو ( گذشتهٔ پیش‌رونده یا ماضیِ مستمر )
داشتم می اَندیزیدم
داشتیم می اَندیزیدیم
داشتی می اَندیزیدی
داشتید می اَندیزیدید
داشت می اَندیزید
داشتند می اَندیزیدند
حالِ بایسته ( مضارعِ التزامی )
‌بیَندیزم
‌بیَندیزیم
‌بیَندیزی
‌بیَندیزید
‌بیَندیزد
‌بیَندیزند
گذشته‌ٔ بایسته ( ماضیِ التزامی )
اَندیزیده باشم
اَندیزیده باشیم
اَندیزیده باشی
اَندیزیده باشید
اَندیزیده باشد
اَندیزیده باشند
آینده‌ٔ ساده ( مستقبل )
خواهم اَندیزید
خواهیم اَندیزید
خواهی اَندیزید
خواهید اَندیزید
خواهد اَندیزید
خواهند اَندیزید
دستورِ اَنجامِشی ( فعلِ امر )
بیَندیز
بیَندیزید
دستورِ بازدارِشی ( فعلِ نَهی )
نیَندیز
نیَندیزید