Logo

صرف فعل اَفراژیدن

جدول صرف فعل
جدول صرف فعل مجهول
ستاک‌ها
ستاک گذشته
اَفراژید
ستاک حال
اَفراژ
ستاک وصفی
اَفراژیده
حالِ ساده ( مضارعِ اخباریِ بدونِ «می» یا مضارعِ التزامیِ بدونِ «ب» )
اَفراژَم
اَفراژیم
اَفراژی
اَفراژید
اَفراژَد
اَفراژَند
حالِ پیوسته ( مضارعِ اِخباری )
می اَفراژَم
می اَفراژیم
می اَفراژی
می اَفراژید
می اَفراژَد
می اَفراژَند
گذشته‌ٔ ساده (‌ ماضیِ ساده )
اَفراژیدم
اَفراژیدیم
اَفراژیدی
اَفراژیدید
اَفراژید
اَفراژیدند
گذشته‌‌ٔ پیوسته ( ماضیِ استمراری )
می اَفراژیدم
می اَفراژیدیم
می اَفراژیدی
می اَفراژیدید
می اَفراژید
می اَفراژیدند
گذشته‌ٔ اکنون‌رَس ( ماضیِ نقلی )
اَفراژیده‌ام
اَفراژیده‌ایم
اَفراژیده‌ای
اَفراژیده‌اید
اَفراژیده‌است
اَفراژیده‌اند
گذشته‌ٔ دورِ پیوسته ( گذشتهٔ پَسارَسِ پیوسته یا ماضیِ بعیدِ استمراری )
می اَفراژیده‌ام
می اَفراژیده‌ایم
می اَفراژیده‌ای
می اَفراژیده‌اید
می اَفراژیده‌است
می اَفراژیده‌اند
گذشته‌ٔ دور ( گذشتهٔ پَسارَس یا ماضیِ بعید )
اَفراژیده بودم
اَفراژیده بودیم
اَفراژیده بودی
اَفراژیده بودید
اَفراژیده بود
اَفراژیده بودند
گذشته‌ٔ اکنون‌رَسِ پیوسته ( ماضیِ نقلیِ استمراری )
اَفراژیده بوده‌ام
اَفراژیده بوده‌ایم
اَفراژیده بوده‌ای
اَفراژیده بوده‌اید
اَفراژیده بوده‌است
اَفراژیده بوده‌اند
حالِ پیشرو ( حالِ پیش‌رونده یا مضارعِ مستمر )
دارم می اَفراژَم
داریم می اَفراژیم
داری می اَفراژی
دارید می اَفراژید
دارد می اَفراژَد
دارند می اَفراژَند
گذشته‌ٔ پیشرو ( گذشتهٔ پیش‌رونده یا ماضیِ مستمر )
داشتم می اَفراژیدم
داشتیم می اَفراژیدیم
داشتی می اَفراژیدی
داشتید می اَفراژیدید
داشت می اَفراژید
داشتند می اَفراژیدند
حالِ بایسته ( مضارعِ التزامی )
‌بیَفراژم
‌بیَفراژیم
‌بیَفراژی
‌بیَفراژید
‌بیَفراژد
‌بیَفراژند
گذشته‌ٔ بایسته ( ماضیِ التزامی )
اَفراژیده باشم
اَفراژیده باشیم
اَفراژیده باشی
اَفراژیده باشید
اَفراژیده باشد
اَفراژیده باشند
آینده‌ٔ ساده ( مستقبل )
خواهم اَفراژید
خواهیم اَفراژید
خواهی اَفراژید
خواهید اَفراژید
خواهد اَفراژید
خواهند اَفراژید
دستورِ اَنجامِشی ( فعلِ امر )
بیَفراژ
بیَفراژید
دستورِ بازدارِشی ( فعلِ نَهی )
نیَفراژ
نیَفراژید