جدول صرف فعل
جدول صرف فعل مجهول
ستاکها
ستاک گذشته
اُشانِست
ستاک حال
اُشان
ستاک وصفی
اُشانسته
حالِ ساده ( مضارعِ اخباریِ بدونِ «می» یا مضارعِ التزامیِ بدونِ «ب» )
اُشانَم
اُشانیم
اُشانی
اُشانید
اُشانَد
اُشانَند
حالِ پیوسته ( مضارعِ اِخباری )
می اُشانَم
می اُشانیم
می اُشانی
می اُشانید
می اُشانَد
می اُشانَند
گذشتهٔ ساده ( ماضیِ ساده )
اُشانِستم
اُشانِستیم
اُشانِستی
اُشانِستید
اُشانِست
اُشانِستند
گذشتهٔ پیوسته ( ماضیِ استمراری )
می اُشانِستم
می اُشانِستیم
می اُشانِستی
می اُشانِستید
می اُشانِست
می اُشانِستند
گذشتهٔ اکنونرَس ( ماضیِ نقلی )
اُشانستهام
اُشانستهایم
اُشانستهای
اُشانستهاید
اُشانستهاست
اُشانستهاند
گذشتهٔ دورِ پیوسته ( گذشتهٔ پَسارَسِ پیوسته یا ماضیِ بعیدِ استمراری )
می اُشانستهام
می اُشانستهایم
می اُشانستهای
می اُشانستهاید
می اُشانستهاست
می اُشانستهاند
گذشتهٔ دور ( گذشتهٔ پَسارَس یا ماضیِ بعید )
اُشانسته بودم
اُشانسته بودیم
اُشانسته بودی
اُشانسته بودید
اُشانسته بود
اُشانسته بودند
گذشتهٔ اکنونرَسِ پیوسته ( ماضیِ نقلیِ استمراری )
اُشانسته بودهام
اُشانسته بودهایم
اُشانسته بودهای
اُشانسته بودهاید
اُشانسته بودهاست
اُشانسته بودهاند
حالِ پیشرو ( حالِ پیشرونده یا مضارعِ مستمر )
دارم می اُشانَم
داریم می اُشانیم
داری می اُشانی
دارید می اُشانید
دارد می اُشانَد
دارند می اُشانَند
گذشتهٔ پیشرو ( گذشتهٔ پیشرونده یا ماضیِ مستمر )
داشتم می اُشانِستم
داشتیم می اُشانِستیم
داشتی می اُشانِستی
داشتید می اُشانِستید
داشت می اُشانِست
داشتند می اُشانِستند
حالِ بایسته ( مضارعِ التزامی )
بیُشانم
بیُشانیم
بیُشانی
بیُشانید
بیُشاند
بیُشانند
گذشتهٔ بایسته ( ماضیِ التزامی )
اُشانسته باشم
اُشانسته باشیم
اُشانسته باشی
اُشانسته باشید
اُشانسته باشد
اُشانسته باشند
آیندهٔ ساده ( مستقبل )
خواهم اُشانِست
خواهیم اُشانِست
خواهی اُشانِست
خواهید اُشانِست
خواهد اُشانِست
خواهند اُشانِست
دستورِ اَنجامِشی ( فعلِ امر )
دستورِ بازدارِشی ( فعلِ نَهی )