Logo

صرف فعل اِستَراشتن

جدول صرف فعل
جدول صرف فعل مجهول
ستاک‌ها
ستاک گذشته
اِستَراشت
ستاک حال
اِستَراز
ستاک وصفی
اِستَراشته
حالِ ساده ( مضارعِ اخباریِ بدونِ «می» یا مضارعِ التزامیِ بدونِ «ب» )
اِستَرازَم
اِستَرازیم
اِستَرازی
اِستَرازید
اِستَرازَد
اِستَرازَند
حالِ پیوسته ( مضارعِ اِخباری )
می اِستَرازَم
می اِستَرازیم
می اِستَرازی
می اِستَرازید
می اِستَرازَد
می اِستَرازَند
گذشته‌ٔ ساده (‌ ماضیِ ساده )
اِستَراشتم
اِستَراشتیم
اِستَراشتی
اِستَراشتید
اِستَراشت
اِستَراشتند
گذشته‌‌ٔ پیوسته ( ماضیِ استمراری )
می اِستَراشتم
می اِستَراشتیم
می اِستَراشتی
می اِستَراشتید
می اِستَراشت
می اِستَراشتند
گذشته‌ٔ اکنون‌رَس ( ماضیِ نقلی )
اِستَراشته‌ام
اِستَراشته‌ایم
اِستَراشته‌ای
اِستَراشته‌اید
اِستَراشته‌است
اِستَراشته‌اند
گذشته‌ٔ دورِ پیوسته ( گذشتهٔ پَسارَسِ پیوسته یا ماضیِ بعیدِ استمراری )
می اِستَراشته‌ام
می اِستَراشته‌ایم
می اِستَراشته‌ای
می اِستَراشته‌اید
می اِستَراشته‌است
می اِستَراشته‌اند
گذشته‌ٔ دور ( گذشتهٔ پَسارَس یا ماضیِ بعید )
اِستَراشته بودم
اِستَراشته بودیم
اِستَراشته بودی
اِستَراشته بودید
اِستَراشته بود
اِستَراشته بودند
گذشته‌ٔ اکنون‌رَسِ پیوسته ( ماضیِ نقلیِ استمراری )
اِستَراشته بوده‌ام
اِستَراشته بوده‌ایم
اِستَراشته بوده‌ای
اِستَراشته بوده‌اید
اِستَراشته بوده‌است
اِستَراشته بوده‌اند
حالِ پیشرو ( حالِ پیش‌رونده یا مضارعِ مستمر )
دارم می اِستَرازَم
داریم می اِستَرازیم
داری می اِستَرازی
دارید می اِستَرازید
دارد می اِستَرازَد
دارند می اِستَرازَند
گذشته‌ٔ پیشرو ( گذشتهٔ پیش‌رونده یا ماضیِ مستمر )
داشتم می اِستَراشتم
داشتیم می اِستَراشتیم
داشتی می اِستَراشتی
داشتید می اِستَراشتید
داشت می اِستَراشت
داشتند می اِستَراشتند
حالِ بایسته ( مضارعِ التزامی )
‌بیِستَرازم
‌بیِستَرازیم
‌بیِستَرازی
‌بیِستَرازید
‌بیِستَرازد
‌بیِستَرازند
گذشته‌ٔ بایسته ( ماضیِ التزامی )
اِستَراشته باشم
اِستَراشته باشیم
اِستَراشته باشی
اِستَراشته باشید
اِستَراشته باشد
اِستَراشته باشند
آینده‌ٔ ساده ( مستقبل )
خواهم اِستَراشت
خواهیم اِستَراشت
خواهی اِستَراشت
خواهید اِستَراشت
خواهد اِستَراشت
خواهند اِستَراشت
دستورِ اَنجامِشی ( فعلِ امر )
بیِستَراز
بیِستَرازید
دستورِ بازدارِشی ( فعلِ نَهی )
نیِستَراز
نیِستَرازید