Logo

صرف فعل برکاش کردن

جدول صرف فعل
جدول صرف فعل مجهول
ستاک‌ها
ستاک گذشته
برکاش کرد
ستاک حال
برکاش کن
ستاک وصفی
برکاش کرده
حالِ ساده ( مضارعِ اخباریِ بدونِ «می» یا مضارعِ التزامیِ بدونِ «ب» )
برکاش کنَم
برکاش کنیم
برکاش کنی
برکاش کنید
برکاش کنَد
برکاش کنَند
حالِ پیوسته ( مضارعِ اِخباری )
برکاش می کنَم
برکاش می کنیم
برکاش می کنی
برکاش می کنید
برکاش می کنَد
برکاش می کنَند
گذشته‌ٔ ساده (‌ ماضیِ ساده )
برکاش کردم
برکاش کردیم
برکاش کردی
برکاش کردید
برکاش کرد
برکاش کردند
گذشته‌‌ٔ پیوسته ( ماضیِ استمراری )
برکاش می کردم
برکاش می کردیم
برکاش می کردی
برکاش می کردید
برکاش می کرد
برکاش می کردند
گذشته‌ٔ اکنون‌رَس ( ماضیِ نقلی )
برکاش کرده‌ام
برکاش کرده‌ایم
برکاش کرده‌ای
برکاش کرده‌اید
برکاش کرده‌است
برکاش کرده‌اند
گذشته‌ٔ دورِ پیوسته ( گذشتهٔ پَسارَسِ پیوسته یا ماضیِ بعیدِ استمراری )
برکاش می کرده‌ام
برکاش می کرده‌ایم
برکاش می کرده‌ای
برکاش می کرده‌اید
برکاش می کرده‌است
برکاش می کرده‌اند
گذشته‌ٔ دور ( گذشتهٔ پَسارَس یا ماضیِ بعید )
برکاش کرده بودم
برکاش کرده بودیم
برکاش کرده بودی
برکاش کرده بودید
برکاش کرده بود
برکاش کرده بودند
گذشته‌ٔ اکنون‌رَسِ پیوسته ( ماضیِ نقلیِ استمراری )
برکاش کرده بوده‌ام
برکاش کرده بوده‌ایم
برکاش کرده بوده‌ای
برکاش کرده بوده‌اید
برکاش کرده بوده‌است
برکاش کرده بوده‌اند
حالِ پیشرو ( حالِ پیش‌رونده یا مضارعِ مستمر )
دارم برکاش می کنَم
داریم برکاش می کنیم
داری برکاش می کنی
دارید برکاش می کنید
دارد برکاش می کنَد
دارند برکاش می کنَند
گذشته‌ٔ پیشرو ( گذشتهٔ پیش‌رونده یا ماضیِ مستمر )
داشتم برکاش می کردم
داشتیم برکاش می کردیم
داشتی برکاش می کردی
داشتید برکاش می کردید
داشت برکاش می کرد
داشتند برکاش می کردند
حالِ بایسته ( مضارعِ التزامی )
برکاش ‌بکنم
برکاش ‌بکنیم
برکاش ‌بکنی
برکاش ‌بکنید
برکاش ‌بکند
برکاش ‌بکنند
گذشته‌ٔ بایسته ( ماضیِ التزامی )
برکاش کرده باشم
برکاش کرده باشیم
برکاش کرده باشی
برکاش کرده باشید
برکاش کرده باشد
برکاش کرده باشند
آینده‌ٔ ساده ( مستقبل )
برکاش خواهم کرد
برکاش خواهیم کرد
برکاش خواهی کرد
برکاش خواهید کرد
برکاش خواهد کرد
برکاش خواهند کرد
دستورِ اَنجامِشی ( فعلِ امر )
برکاش بکن
برکاش بکنید
دستورِ بازدارِشی ( فعلِ نَهی )
برکاش نکن
برکاش نکنید