Logo

صرف فعل برآکاشیدن

جدول صرف فعل
جدول صرف فعل مجهول
ستاک‌ها
ستاک گذشته
برآکاشید
ستاک حال
برآکاش
ستاک وصفی
برآکاشیده
حالِ ساده ( مضارعِ اخباریِ بدونِ «می» یا مضارعِ التزامیِ بدونِ «ب» )
برآکاشَم
برآکاشیم
برآکاشی
برآکاشید
برآکاشَد
برآکاشَند
حالِ پیوسته ( مضارعِ اِخباری )
می برآکاشَم
می برآکاشیم
می برآکاشی
می برآکاشید
می برآکاشَد
می برآکاشَند
گذشته‌ٔ ساده (‌ ماضیِ ساده )
برآکاشیدم
برآکاشیدیم
برآکاشیدی
برآکاشیدید
برآکاشید
برآکاشیدند
گذشته‌‌ٔ پیوسته ( ماضیِ استمراری )
می برآکاشیدم
می برآکاشیدیم
می برآکاشیدی
می برآکاشیدید
می برآکاشید
می برآکاشیدند
گذشته‌ٔ اکنون‌رَس ( ماضیِ نقلی )
برآکاشیده‌ام
برآکاشیده‌ایم
برآکاشیده‌ای
برآکاشیده‌اید
برآکاشیده‌است
برآکاشیده‌اند
گذشته‌ٔ دورِ پیوسته ( گذشتهٔ پَسارَسِ پیوسته یا ماضیِ بعیدِ استمراری )
می برآکاشیده‌ام
می برآکاشیده‌ایم
می برآکاشیده‌ای
می برآکاشیده‌اید
می برآکاشیده‌است
می برآکاشیده‌اند
گذشته‌ٔ دور ( گذشتهٔ پَسارَس یا ماضیِ بعید )
برآکاشیده بودم
برآکاشیده بودیم
برآکاشیده بودی
برآکاشیده بودید
برآکاشیده بود
برآکاشیده بودند
گذشته‌ٔ اکنون‌رَسِ پیوسته ( ماضیِ نقلیِ استمراری )
برآکاشیده بوده‌ام
برآکاشیده بوده‌ایم
برآکاشیده بوده‌ای
برآکاشیده بوده‌اید
برآکاشیده بوده‌است
برآکاشیده بوده‌اند
حالِ پیشرو ( حالِ پیش‌رونده یا مضارعِ مستمر )
دارم می برآکاشَم
داریم می برآکاشیم
داری می برآکاشی
دارید می برآکاشید
دارد می برآکاشَد
دارند می برآکاشَند
گذشته‌ٔ پیشرو ( گذشتهٔ پیش‌رونده یا ماضیِ مستمر )
داشتم می برآکاشیدم
داشتیم می برآکاشیدیم
داشتی می برآکاشیدی
داشتید می برآکاشیدید
داشت می برآکاشید
داشتند می برآکاشیدند
حالِ بایسته ( مضارعِ التزامی )
‌ببرآکاشم
‌ببرآکاشیم
‌ببرآکاشی
‌ببرآکاشید
‌ببرآکاشد
‌ببرآکاشند
گذشته‌ٔ بایسته ( ماضیِ التزامی )
برآکاشیده باشم
برآکاشیده باشیم
برآکاشیده باشی
برآکاشیده باشید
برآکاشیده باشد
برآکاشیده باشند
آینده‌ٔ ساده ( مستقبل )
خواهم برآکاشید
خواهیم برآکاشید
خواهی برآکاشید
خواهید برآکاشید
خواهد برآکاشید
خواهند برآکاشید
دستورِ اَنجامِشی ( فعلِ امر )
ببرآکاش
ببرآکاشید
دستورِ بازدارِشی ( فعلِ نَهی )
نبرآکاش
نبرآکاشید