Logo

صرف فعل خَم‌کاشیدن

جدول صرف فعل
جدول صرف فعل مجهول
ستاک‌ها
ستاک گذشته
خمکاشید
ستاک حال
خمکاش
ستاک وصفی
خمکاشیده
حالِ ساده ( مضارعِ اخباریِ بدونِ «می» یا مضارعِ التزامیِ بدونِ «ب» )
خمکاشَم
خمکاشیم
خمکاشی
خمکاشید
خمکاشَد
خمکاشَند
حالِ پیوسته ( مضارعِ اِخباری )
می خمکاشَم
می خمکاشیم
می خمکاشی
می خمکاشید
می خمکاشَد
می خمکاشَند
گذشته‌ٔ ساده (‌ ماضیِ ساده )
خمکاشیدم
خمکاشیدیم
خمکاشیدی
خمکاشیدید
خمکاشید
خمکاشیدند
گذشته‌‌ٔ پیوسته ( ماضیِ استمراری )
می خمکاشیدم
می خمکاشیدیم
می خمکاشیدی
می خمکاشیدید
می خمکاشید
می خمکاشیدند
گذشته‌ٔ اکنون‌رَس ( ماضیِ نقلی )
خمکاشیده‌ام
خمکاشیده‌ایم
خمکاشیده‌ای
خمکاشیده‌اید
خمکاشیده‌است
خمکاشیده‌اند
گذشته‌ٔ دورِ پیوسته ( گذشتهٔ پَسارَسِ پیوسته یا ماضیِ بعیدِ استمراری )
می خمکاشیده‌ام
می خمکاشیده‌ایم
می خمکاشیده‌ای
می خمکاشیده‌اید
می خمکاشیده‌است
می خمکاشیده‌اند
گذشته‌ٔ دور ( گذشتهٔ پَسارَس یا ماضیِ بعید )
خمکاشیده بودم
خمکاشیده بودیم
خمکاشیده بودی
خمکاشیده بودید
خمکاشیده بود
خمکاشیده بودند
گذشته‌ٔ اکنون‌رَسِ پیوسته ( ماضیِ نقلیِ استمراری )
خمکاشیده بوده‌ام
خمکاشیده بوده‌ایم
خمکاشیده بوده‌ای
خمکاشیده بوده‌اید
خمکاشیده بوده‌است
خمکاشیده بوده‌اند
حالِ پیشرو ( حالِ پیش‌رونده یا مضارعِ مستمر )
دارم می خمکاشَم
داریم می خمکاشیم
داری می خمکاشی
دارید می خمکاشید
دارد می خمکاشَد
دارند می خمکاشَند
گذشته‌ٔ پیشرو ( گذشتهٔ پیش‌رونده یا ماضیِ مستمر )
داشتم می خمکاشیدم
داشتیم می خمکاشیدیم
داشتی می خمکاشیدی
داشتید می خمکاشیدید
داشت می خمکاشید
داشتند می خمکاشیدند
حالِ بایسته ( مضارعِ التزامی )
‌بخمکاشم
‌بخمکاشیم
‌بخمکاشی
‌بخمکاشید
‌بخمکاشد
‌بخمکاشند
گذشته‌ٔ بایسته ( ماضیِ التزامی )
خمکاشیده باشم
خمکاشیده باشیم
خمکاشیده باشی
خمکاشیده باشید
خمکاشیده باشد
خمکاشیده باشند
آینده‌ٔ ساده ( مستقبل )
خواهم خمکاشید
خواهیم خمکاشید
خواهی خمکاشید
خواهید خمکاشید
خواهد خمکاشید
خواهند خمکاشید
دستورِ اَنجامِشی ( فعلِ امر )
بخمکاش
بخمکاشید
دستورِ بازدارِشی ( فعلِ نَهی )
نخمکاش
نخمکاشید