جدول صرف فعل
جدول صرف فعل مجهول
ستاکها
ستاک گذشته
ناوکاش کرد
ستاک حال
ناوکاش کن
ستاک وصفی
ناوکاش کرده
حالِ ساده ( مضارعِ اخباریِ بدونِ «می» یا مضارعِ التزامیِ بدونِ «ب» )
ناوکاش کنَم
ناوکاش کنیم
ناوکاش کنی
ناوکاش کنید
ناوکاش کنَد
ناوکاش کنَند
حالِ پیوسته ( مضارعِ اِخباری )
ناوکاش می کنَم
ناوکاش می کنیم
ناوکاش می کنی
ناوکاش می کنید
ناوکاش می کنَد
ناوکاش می کنَند
گذشتهٔ ساده ( ماضیِ ساده )
ناوکاش کردم
ناوکاش کردیم
ناوکاش کردی
ناوکاش کردید
ناوکاش کرد
ناوکاش کردند
گذشتهٔ پیوسته ( ماضیِ استمراری )
ناوکاش می کردم
ناوکاش می کردیم
ناوکاش می کردی
ناوکاش می کردید
ناوکاش می کرد
ناوکاش می کردند
گذشتهٔ اکنونرَس ( ماضیِ نقلی )
ناوکاش کردهام
ناوکاش کردهایم
ناوکاش کردهای
ناوکاش کردهاید
ناوکاش کردهاست
ناوکاش کردهاند
گذشتهٔ دورِ پیوسته ( گذشتهٔ پَسارَسِ پیوسته یا ماضیِ بعیدِ استمراری )
ناوکاش می کردهام
ناوکاش می کردهایم
ناوکاش می کردهای
ناوکاش می کردهاید
ناوکاش می کردهاست
ناوکاش می کردهاند
گذشتهٔ دور ( گذشتهٔ پَسارَس یا ماضیِ بعید )
ناوکاش کرده بودم
ناوکاش کرده بودیم
ناوکاش کرده بودی
ناوکاش کرده بودید
ناوکاش کرده بود
ناوکاش کرده بودند
گذشتهٔ اکنونرَسِ پیوسته ( ماضیِ نقلیِ استمراری )
ناوکاش کرده بودهام
ناوکاش کرده بودهایم
ناوکاش کرده بودهای
ناوکاش کرده بودهاید
ناوکاش کرده بودهاست
ناوکاش کرده بودهاند
حالِ پیشرو ( حالِ پیشرونده یا مضارعِ مستمر )
دارم ناوکاش می کنَم
داریم ناوکاش می کنیم
داری ناوکاش می کنی
دارید ناوکاش می کنید
دارد ناوکاش می کنَد
دارند ناوکاش می کنَند
گذشتهٔ پیشرو ( گذشتهٔ پیشرونده یا ماضیِ مستمر )
داشتم ناوکاش می کردم
داشتیم ناوکاش می کردیم
داشتی ناوکاش می کردی
داشتید ناوکاش می کردید
داشت ناوکاش می کرد
داشتند ناوکاش می کردند
حالِ بایسته ( مضارعِ التزامی )
ناوکاش بکنم
ناوکاش بکنیم
ناوکاش بکنی
ناوکاش بکنید
ناوکاش بکند
ناوکاش بکنند
گذشتهٔ بایسته ( ماضیِ التزامی )
ناوکاش کرده باشم
ناوکاش کرده باشیم
ناوکاش کرده باشی
ناوکاش کرده باشید
ناوکاش کرده باشد
ناوکاش کرده باشند
آیندهٔ ساده ( مستقبل )
ناوکاش خواهم کرد
ناوکاش خواهیم کرد
ناوکاش خواهی کرد
ناوکاش خواهید کرد
ناوکاش خواهد کرد
ناوکاش خواهند کرد
دستورِ اَنجامِشی ( فعلِ امر )
دستورِ بازدارِشی ( فعلِ نَهی )