Logo

صرف فعل ناوکاشیدن

جدول صرف فعل
جدول صرف فعل مجهول
ستاک‌ها
ستاک گذشته
ناوکاشید
ستاک حال
ناوکاش
ستاک وصفی
ناوکاشیده
حالِ ساده ( مضارعِ اخباریِ بدونِ «می» یا مضارعِ التزامیِ بدونِ «ب» )
ناوکاشَم
ناوکاشیم
ناوکاشی
ناوکاشید
ناوکاشَد
ناوکاشَند
حالِ پیوسته ( مضارعِ اِخباری )
می ناوکاشَم
می ناوکاشیم
می ناوکاشی
می ناوکاشید
می ناوکاشَد
می ناوکاشَند
گذشته‌ٔ ساده (‌ ماضیِ ساده )
ناوکاشیدم
ناوکاشیدیم
ناوکاشیدی
ناوکاشیدید
ناوکاشید
ناوکاشیدند
گذشته‌‌ٔ پیوسته ( ماضیِ استمراری )
می ناوکاشیدم
می ناوکاشیدیم
می ناوکاشیدی
می ناوکاشیدید
می ناوکاشید
می ناوکاشیدند
گذشته‌ٔ اکنون‌رَس ( ماضیِ نقلی )
ناوکاشیده‌ام
ناوکاشیده‌ایم
ناوکاشیده‌ای
ناوکاشیده‌اید
ناوکاشیده‌است
ناوکاشیده‌اند
گذشته‌ٔ دورِ پیوسته ( گذشتهٔ پَسارَسِ پیوسته یا ماضیِ بعیدِ استمراری )
می ناوکاشیده‌ام
می ناوکاشیده‌ایم
می ناوکاشیده‌ای
می ناوکاشیده‌اید
می ناوکاشیده‌است
می ناوکاشیده‌اند
گذشته‌ٔ دور ( گذشتهٔ پَسارَس یا ماضیِ بعید )
ناوکاشیده بودم
ناوکاشیده بودیم
ناوکاشیده بودی
ناوکاشیده بودید
ناوکاشیده بود
ناوکاشیده بودند
گذشته‌ٔ اکنون‌رَسِ پیوسته ( ماضیِ نقلیِ استمراری )
ناوکاشیده بوده‌ام
ناوکاشیده بوده‌ایم
ناوکاشیده بوده‌ای
ناوکاشیده بوده‌اید
ناوکاشیده بوده‌است
ناوکاشیده بوده‌اند
حالِ پیشرو ( حالِ پیش‌رونده یا مضارعِ مستمر )
دارم می ناوکاشَم
داریم می ناوکاشیم
داری می ناوکاشی
دارید می ناوکاشید
دارد می ناوکاشَد
دارند می ناوکاشَند
گذشته‌ٔ پیشرو ( گذشتهٔ پیش‌رونده یا ماضیِ مستمر )
داشتم می ناوکاشیدم
داشتیم می ناوکاشیدیم
داشتی می ناوکاشیدی
داشتید می ناوکاشیدید
داشت می ناوکاشید
داشتند می ناوکاشیدند
حالِ بایسته ( مضارعِ التزامی )
‌بناوکاشم
‌بناوکاشیم
‌بناوکاشی
‌بناوکاشید
‌بناوکاشد
‌بناوکاشند
گذشته‌ٔ بایسته ( ماضیِ التزامی )
ناوکاشیده باشم
ناوکاشیده باشیم
ناوکاشیده باشی
ناوکاشیده باشید
ناوکاشیده باشد
ناوکاشیده باشند
آینده‌ٔ ساده ( مستقبل )
خواهم ناوکاشید
خواهیم ناوکاشید
خواهی ناوکاشید
خواهید ناوکاشید
خواهد ناوکاشید
خواهند ناوکاشید
دستورِ اَنجامِشی ( فعلِ امر )
بناوکاش
بناوکاشید
دستورِ بازدارِشی ( فعلِ نَهی )
نناوکاش
نناوکاشید