Logo

صرف فعل بازآکاردن

جدول صرف فعل
جدول صرف فعل مجهول
ستاک‌ها
ستاک گذشته
باز آکارد
ستاک حال
باز آکار
ستاک وصفی
باز آکارده
حالِ ساده ( مضارعِ اخباریِ بدونِ «می» یا مضارعِ التزامیِ بدونِ «ب» )
باز آکارَم
باز آکاریم
باز آکاری
باز آکارید
باز آکارَد
باز آکارَند
حالِ پیوسته ( مضارعِ اِخباری )
باز می آکارَم
باز می آکاریم
باز می آکاری
باز می آکارید
باز می آکارَد
باز می آکارَند
گذشته‌ٔ ساده (‌ ماضیِ ساده )
باز آکاردم
باز آکاردیم
باز آکاردی
باز آکاردید
باز آکارد
باز آکاردند
گذشته‌‌ٔ پیوسته ( ماضیِ استمراری )
باز می آکاردم
باز می آکاردیم
باز می آکاردی
باز می آکاردید
باز می آکارد
باز می آکاردند
گذشته‌ٔ اکنون‌رَس ( ماضیِ نقلی )
باز آکارده‌ام
باز آکارده‌ایم
باز آکارده‌ای
باز آکارده‌اید
باز آکارده‌است
باز آکارده‌اند
گذشته‌ٔ دورِ پیوسته ( گذشتهٔ پَسارَسِ پیوسته یا ماضیِ بعیدِ استمراری )
باز می آکارده‌ام
باز می آکارده‌ایم
باز می آکارده‌ای
باز می آکارده‌اید
باز می آکارده‌است
باز می آکارده‌اند
گذشته‌ٔ دور ( گذشتهٔ پَسارَس یا ماضیِ بعید )
باز آکارده بودم
باز آکارده بودیم
باز آکارده بودی
باز آکارده بودید
باز آکارده بود
باز آکارده بودند
گذشته‌ٔ اکنون‌رَسِ پیوسته ( ماضیِ نقلیِ استمراری )
باز آکارده بوده‌ام
باز آکارده بوده‌ایم
باز آکارده بوده‌ای
باز آکارده بوده‌اید
باز آکارده بوده‌است
باز آکارده بوده‌اند
حالِ پیشرو ( حالِ پیش‌رونده یا مضارعِ مستمر )
دارم باز می آکارَم
داریم باز می آکاریم
داری باز می آکاری
دارید باز می آکارید
دارد باز می آکارَد
دارند باز می آکارَند
گذشته‌ٔ پیشرو ( گذشتهٔ پیش‌رونده یا ماضیِ مستمر )
داشتم باز می آکاردم
داشتیم باز می آکاردیم
داشتی باز می آکاردی
داشتید باز می آکاردید
داشت باز می آکارد
داشتند باز می آکاردند
حالِ بایسته ( مضارعِ التزامی )
باز ‌بیاکارم
باز ‌بیاکاریم
باز ‌بیاکاری
باز ‌بیاکارید
باز ‌بیاکارد
باز ‌بیاکارند
گذشته‌ٔ بایسته ( ماضیِ التزامی )
باز آکارده باشم
باز آکارده باشیم
باز آکارده باشی
باز آکارده باشید
باز آکارده باشد
باز آکارده باشند
آینده‌ٔ ساده ( مستقبل )
باز خواهم آکارد
باز خواهیم آکارد
باز خواهی آکارد
باز خواهید آکارد
باز خواهد آکارد
باز خواهند آکارد
دستورِ اَنجامِشی ( فعلِ امر )
باز بیاکار
باز بیاکارید
دستورِ بازدارِشی ( فعلِ نَهی )
باز نیاکار
باز نیاکارید