#آمیزوند (âmiz.vand)
یا:
#وندک (vand.ak)
آمیزوند یا وندَک: وندی باستانی یا نوین است که معمولاً به پایانِ یک ستاک یا پایه میچسبد و با گذشتِ زمان در آنها میآمیزد. این وندها معمولا اسمساز یا صفتساز هستند و از دیدِ معنا ویژهٔ یک مفهومِ خاص نشدهاند.
میتوان گفت این وندها افزایههایی هستند که نقشِ واژهدیسی (word formation) در یک زبان (هندیایرانیاروپایی) بازی میکنند، و حاصلِ کارِ آنها یک اسم یا صفتِ تازه است.
چنانکه گفته شد آمیزوندها یا وَندَکها معمولاً جهتِ معینی از دیدِ معنا به واژهٔ پدیدآمده نمیدهند. برایِ مثال، آنها اسمِ مکان یا زمان نمیسازند و نسبت یا تشبیهی در جهتی خاص به واژه القا نمیکنند.
ویژگیِ دیگرِ این وندها آن است که از دیدِ مردمانِ ناآشنا با واژهنپاری بخشی از تکواژِ پایه به شمار میآیند و شخصیتِ جداگانهای ندارند.
یادآوری میشود که برخی از این آمیزوندها (وندکها) میتوانند در سپهری دیگر از واژهنپاری به عنوانِ وند یا پسوندی به شمار آیند که معنایی معین بر واژه اعمال میکنند. برای مثال، وَندِ -ِ-ه \e\ میتواند هم آمیزوند (وندک) به شمار آید (در مثالهایی چون لایه، مایه و ...) هم پسوندِ نسبت و شباهت (در مثالهایی چون سبزه، سفیده، دهانه، پایه و ...)
و نکتهٔ آخر آنکه با وجودِ دقتی که در گزینشِ مثالها شده است باز هم ممکن است برخی از آمیزوندها (وندک) در مثالهای فهرستِ زیر اساساً وند نباشند.
دوستان میتوانند هر مثال را بررسی کنند و حاصلِ بررسیِ خود را در یادداشتها به آگاهیِ نگارنده و دیگر دوستان برسانند. همچنین، اگر مثالی برای هر آمیزوند (وندک) میشناسند یا آمیزوندِ (وندکِ) دیگری را در فارسی جُسته و یافتهاند، معرفی کنند تا به فهرست افزوده شود.
🔹 #_آ \ â \
▪️مثال: بالا، والا، برنا، پیدا، هویدا، ویدا، رودا (زهِ کمان)، کُندا (فیلسوف، شجاع)، نیا، ایسا (اکنون)، دریا، بَها
🔸 #_آج \ âj \
یا: #_آگ \ âg \
▪️مثال: رواج، رواگ
🔹 #_آچ \ âč \
▪️مثال: کوباچ (افزارِ کوبیدن،) پزاچ (افزارِ پختن)
(هاجری، ۱۳۷۷)
🔸 #_آد \ âd \
▪️مثال: پولاد، چکاد، سرواد، داماد، مرداد
🔸 #_آت \ ât \
▪️مثال: کلات
🔹 #_آده \ âde \
▪️مثال: سنباده، کباده، پیاده
🔸 #_آر \ âr \
▪️مثال: دستار، دمار، تالار، چنگار، کَوار (کباره، سبدِ میوه)، زنگار، دَهار (غار، درّه)، بهار، دیار (مرئی، دیدنی (تبری، لری))
🔹 #_آس \ âs \
مثال: ریواس (نوعی گیاهِ خوراکی،) ریواس (مکر، حیله،) روباس (روباه، پهلوی اشکانی،) روناس
🔸 #_آغ \ âγ \
▪️مثال: چراغ، دماغ
🔹 #_آک \ âk \
▪️مثال: چالاک، کِلاک (چوبِ سرکج) خاشاک، مغاک، پَساک (یا بَساک، تاجِ گل)، نیاک (دایی)، باک
🔸 #_آل \ âl \
▪️مثال: چنگال، دنبال، گودال، کوپال، پیچال، تختال، پوشال، رَوال، ریغال (پیالهٔ شراب (به «ریختن» مربوط است.)
🔹 #_آله \ âl.e \
▪️مثال: ترشاله، مچاله، کشاله، چغاله، تپاله، تفاله، گلاله، دنباله، آلاله
🔸 #_آلی \ âl.i \
مثال: گردالی، گودالی
🔹 #_آم \ âm \
مثال: کُنام، ورام، گرام، وام، سِتام (آستانهٔ در)، باشام (پرده)، بام (صبح)
🔸 #_آن \ ân \ اسمساز
▪️مثال: سامان، باران، کوهان، کلان، سوهان، ماهان، جانان، دندان، پایان، دهان، ستان (آستانهٔ در)، پیکان، پیمان
🔹 #_آن \ ân \ صفتساز
▪️مثال: پشیمان، فراوان
🔸 #_آه \ âh \
▪️مثال: روباه، تباه
یا:
#وندک (vand.ak)
آمیزوند یا وندَک: وندی باستانی یا نوین است که معمولاً به پایانِ یک ستاک یا پایه میچسبد و با گذشتِ زمان در آنها میآمیزد. این وندها معمولا اسمساز یا صفتساز هستند و از دیدِ معنا ویژهٔ یک مفهومِ خاص نشدهاند.
میتوان گفت این وندها افزایههایی هستند که نقشِ واژهدیسی (word formation) در یک زبان (هندیایرانیاروپایی) بازی میکنند، و حاصلِ کارِ آنها یک اسم یا صفتِ تازه است.
چنانکه گفته شد آمیزوندها یا وَندَکها معمولاً جهتِ معینی از دیدِ معنا به واژهٔ پدیدآمده نمیدهند. برایِ مثال، آنها اسمِ مکان یا زمان نمیسازند و نسبت یا تشبیهی در جهتی خاص به واژه القا نمیکنند.
ویژگیِ دیگرِ این وندها آن است که از دیدِ مردمانِ ناآشنا با واژهنپاری بخشی از تکواژِ پایه به شمار میآیند و شخصیتِ جداگانهای ندارند.
یادآوری میشود که برخی از این آمیزوندها (وندکها) میتوانند در سپهری دیگر از واژهنپاری به عنوانِ وند یا پسوندی به شمار آیند که معنایی معین بر واژه اعمال میکنند. برای مثال، وَندِ -ِ-ه \e\ میتواند هم آمیزوند (وندک) به شمار آید (در مثالهایی چون لایه، مایه و ...) هم پسوندِ نسبت و شباهت (در مثالهایی چون سبزه، سفیده، دهانه، پایه و ...)
و نکتهٔ آخر آنکه با وجودِ دقتی که در گزینشِ مثالها شده است باز هم ممکن است برخی از آمیزوندها (وندک) در مثالهای فهرستِ زیر اساساً وند نباشند.
دوستان میتوانند هر مثال را بررسی کنند و حاصلِ بررسیِ خود را در یادداشتها به آگاهیِ نگارنده و دیگر دوستان برسانند. همچنین، اگر مثالی برای هر آمیزوند (وندک) میشناسند یا آمیزوندِ (وندکِ) دیگری را در فارسی جُسته و یافتهاند، معرفی کنند تا به فهرست افزوده شود.
🔹 #_آ \ â \
▪️مثال: بالا، والا، برنا، پیدا، هویدا، ویدا، رودا (زهِ کمان)، کُندا (فیلسوف، شجاع)، نیا، ایسا (اکنون)، دریا، بَها
🔸 #_آج \ âj \
یا: #_آگ \ âg \
▪️مثال: رواج، رواگ
🔹 #_آچ \ âč \
▪️مثال: کوباچ (افزارِ کوبیدن،) پزاچ (افزارِ پختن)
(هاجری، ۱۳۷۷)
🔸 #_آد \ âd \
▪️مثال: پولاد، چکاد، سرواد، داماد، مرداد
🔺نکته:
پسوندِ -اد در «پولاد» با آنی که در «چَکاد» هست از یک جنس نیستند. نخستی از پسوندی نیاایرانی [ va(n)t- ] برآمده است، و دومی افزایهٔ d در ریشهٔ هندیایرانیاروپاییاش وجود داشته است. «اد» در بقیهٔ واژهها نیز سرنوشتِ آوالشیِ خود را دارند.
🔸 #_آت \ ât \
▪️مثال: کلات
🔹 #_آده \ âde \
▪️مثال: سنباده، کباده، پیاده
🔸 #_آر \ âr \
▪️مثال: دستار، دمار، تالار، چنگار، کَوار (کباره، سبدِ میوه)، زنگار، دَهار (غار، درّه)، بهار، دیار (مرئی، دیدنی (تبری، لری))
🔹 #_آس \ âs \
مثال: ریواس (نوعی گیاهِ خوراکی،) ریواس (مکر، حیله،) روباس (روباه، پهلوی اشکانی،) روناس
🔸 #_آغ \ âγ \
▪️مثال: چراغ، دماغ
🔹 #_آک \ âk \
▪️مثال: چالاک، کِلاک (چوبِ سرکج) خاشاک، مغاک، پَساک (یا بَساک، تاجِ گل)، نیاک (دایی)، باک
🔺نکته:
این پسوند با پسوندهای #_آغ ، #_آگ و #_آج یکسان است.
.
🔸 #_آل \ âl \
▪️مثال: چنگال، دنبال، گودال، کوپال، پیچال، تختال، پوشال، رَوال، ریغال (پیالهٔ شراب (به «ریختن» مربوط است.)
🔹 #_آله \ âl.e \
▪️مثال: ترشاله، مچاله، کشاله، چغاله، تپاله، تفاله، گلاله، دنباله، آلاله
🔸 #_آلی \ âl.i \
مثال: گردالی، گودالی
🔹 #_آم \ âm \
مثال: کُنام، ورام، گرام، وام، سِتام (آستانهٔ در)، باشام (پرده)، بام (صبح)
🔸 #_آن \ ân \ اسمساز
▪️مثال: سامان، باران، کوهان، کلان، سوهان، ماهان، جانان، دندان، پایان، دهان، ستان (آستانهٔ در)، پیکان، پیمان
🔹 #_آن \ ân \ صفتساز
▪️مثال: پشیمان، فراوان
🔸 #_آه \ âh \
▪️مثال: روباه، تباه
🔸 #_ر \ ar \
▪️مثال: زفر، تندر، تبر، بیوَر (دههزار،) کَندر (شهر)، چنبر
🔹 #_شت \ ešt \
▪️مثال: بهشت
🔸 #_ل \ al \
▪️مثال: تنبل، مچل، دُمَل، دکل، دَنگل، تَنگل (درهٔ عمیق و باریک،) ریغَل (باریک و لاغر (به ریز و ریختن مربوط است.))
🔹 #_له \ ale \
▪️مثال: کوپَله (قُبّه)
🔸 #_م \ am \
▪️مثال: برسم، نِیْرم، بیرم (نوعی پارچه)، کرکم (رنگینکمان،) ابریشَم، دُژَم
🔹 #_ن \ an \
▪️مثال: لجن، زغن، لوشن، میهن، سوزن، روزن، روشن، انجمن، هاون، کوبن، پوشن، تاون، چمن، ریمَن (چرک و ناپاک،)، گَزَن (ابزارِ کفاشی)، بریزن، پیراهن، خرمن، دُژَن (دارای طعمِ تیز و تند)
🔸 #_ند \ and \
▪️مثال: نوند، چرند، بلند، کُلَند
🔹 #_نگ \ ang \
▪️مثال: کلنگ، پلنگ، جفنگ، تفنگ، جنگ، هَوَنگ، نیرنگ، بَرتَنگ (مرغِ ماهیخوار)
🔸 #_نه (ane)
یا: #_نه ( ne )
▪️مثال: وردَنه، بندَنه، دوزَنه، درزَنه، دوشَنه، گیسَنه، دِشنه، رَخنه
🔹 #_ه \ e \
▪️مثال: ماده، مایه، سایه، خانه، کومه، باره (حصارِ قلعه)، بازه (گستردگی)، برّه، باره (نوبت، مرتبه)، نامه، گیوه، سرده (نوع، جنس) و ...
🔸 #_ل \ el \
▪️مثال: دَنگِل (ابله، احمق،) تکِل (گوسفندِ نرِ شاخدار،) مَکِل (از مکیدن، به معنای ِ زالو،)، خِپِل
🔹 #_له \ ele \
▪️مثال: خِپِله
🔸 #_ر \ or \
▪️مثال: کَندُر (ظرفِ گلی،) کُنجُر (نیشگون)، آسُر (کشتزار)، پیزُر (گیاهِ سست و بیدوام)
🔹 #_رگ \ org \
▪️مثال: بزرگ، سترگ
🔸 #_ک \ ok \
▪️مثال: تُنُک، خُنُک، چُغُک (چکوک، چکاوک)
🔹 #_ل \ ol \
▪️مثال: زنگُل، مَنگل
🔸 #_م \ om \
▪️مثال: هیزم، ابریشُم، وارُم (ذهن، یاد (فارسی میانه))، سریشُم
▪️مثال: زفر، تندر، تبر، بیوَر (دههزار،) کَندر (شهر)، چنبر
🔹 #_شت \ ešt \
▪️مثال: بهشت
🔸 #_ل \ al \
▪️مثال: تنبل، مچل، دُمَل، دکل، دَنگل، تَنگل (درهٔ عمیق و باریک،) ریغَل (باریک و لاغر (به ریز و ریختن مربوط است.))
🔹 #_له \ ale \
▪️مثال: کوپَله (قُبّه)
🔸 #_م \ am \
▪️مثال: برسم، نِیْرم، بیرم (نوعی پارچه)، کرکم (رنگینکمان،) ابریشَم، دُژَم
🔹 #_ن \ an \
▪️مثال: لجن، زغن، لوشن، میهن، سوزن، روزن، روشن، انجمن، هاون، کوبن، پوشن، تاون، چمن، ریمَن (چرک و ناپاک،)، گَزَن (ابزارِ کفاشی)، بریزن، پیراهن، خرمن، دُژَن (دارای طعمِ تیز و تند)
🔸 #_ند \ and \
▪️مثال: نوند، چرند، بلند، کُلَند
🔹 #_نگ \ ang \
▪️مثال: کلنگ، پلنگ، جفنگ، تفنگ، جنگ، هَوَنگ، نیرنگ، بَرتَنگ (مرغِ ماهیخوار)
🔸 #_نه (ane)
یا: #_نه ( ne )
▪️مثال: وردَنه، بندَنه، دوزَنه، درزَنه، دوشَنه، گیسَنه، دِشنه، رَخنه
🔹 #_ه \ e \
▪️مثال: ماده، مایه، سایه، خانه، کومه، باره (حصارِ قلعه)، بازه (گستردگی)، برّه، باره (نوبت، مرتبه)، نامه، گیوه، سرده (نوع، جنس) و ...
🔸 #_ل \ el \
▪️مثال: دَنگِل (ابله، احمق،) تکِل (گوسفندِ نرِ شاخدار،) مَکِل (از مکیدن، به معنای ِ زالو،)، خِپِل
🔹 #_له \ ele \
▪️مثال: خِپِله
🔸 #_ر \ or \
▪️مثال: کَندُر (ظرفِ گلی،) کُنجُر (نیشگون)، آسُر (کشتزار)، پیزُر (گیاهِ سست و بیدوام)
🔹 #_رگ \ org \
▪️مثال: بزرگ، سترگ
🔸 #_ک \ ok \
▪️مثال: تُنُک، خُنُک، چُغُک (چکوک، چکاوک)
🔹 #_ل \ ol \
▪️مثال: زنگُل، مَنگل
🔸 #_م \ om \
▪️مثال: هیزم، ابریشُم، وارُم (ذهن، یاد (فارسی میانه))، سریشُم
🔹 #_ی \ i \
▪️مثال: گیتی، بَهی (بُز)، چربی
🔸 #_یج \ ij \
▪️مثال: گیج
🔹 #ید \ id \
▪️مثال: پلید، برید (نامهبر)
🔸 #_یر \ ir \
▪️مثال: وزیر، بندیر (لُری، به معنای «منتظر»)، بَژیر (بال و پر و پشم)، نَبیر (نبیره)، کویر (؟)
🔹 #_یز \ iz \
▪️مثال: پشیز، مویز، کویز (واحدِ وزن)
🔸 #_یک \ ik \
▪️مثال: خیک (کیسهٔ چرمیِ دوغ یا ماست)
🔸 #_یگ \ ig \
یا: #_یغ \ iγ \
مثال: دریغ (در فارسی میانه، zarig)،
🔹 #_یل \ il \
▪️مثال: زنبیل، غربیل، بندیل
🔸 #_یم \ im \
▪️مثال: بیم، ریم (چرک)، دیم (رخسار)، اَدیم (چرمِ دباغیشده)، نَویم (محض، هنگامِ روی دادن)، دَریم (درون (تبری))
🔹 #_ین \ in \
▪️مثال: زمین، بالین، آیین، آذین (همان «آیین» است.) و ...
🔸 #_یو \ iv \
▪️مثال: خدیو
🔹 #_و \ u \
▪️مثال: مُرگو (مرغ + --و)(گنجشک،) زَمو (گِلِ تر یا خشک،) زالو (یا زَلو)، چربو (چربی)، بانو، پتو، کاهو، بالو (زگیل)، بَیو (وَیو، عروس)
🔸 #_وت \ ut \
▪️مثال: روت (لخت، برهنه)
🔹 #_ود \ ud \
▪️مثال: پود، رود (نهر، جوی)، سود
🔸 #_وش \ uš \
▪️مثال: آغوش، چاکوش
🔹 #_ون \ un \
▪️مثال: ستون، هامون، پرهون، کُلون (چوبِ پشتِ در،) آهون (نقب، رخنه،) گردون (از «گردیدن»،) افزون (از «افزودن») آزمون (از «آزمودن»،) پیرامون، رون، بیرون، درون (ساختِ این واژه با بیرون و رون متفاوت است.)
▪️مثال: گیتی، بَهی (بُز)، چربی
🔸 #_یج \ ij \
▪️مثال: گیج
🔹 #ید \ id \
▪️مثال: پلید، برید (نامهبر)
🔸 #_یر \ ir \
▪️مثال: وزیر، بندیر (لُری، به معنای «منتظر»)، بَژیر (بال و پر و پشم)، نَبیر (نبیره)، کویر (؟)
🔹 #_یز \ iz \
▪️مثال: پشیز، مویز، کویز (واحدِ وزن)
🔸 #_یک \ ik \
▪️مثال: خیک (کیسهٔ چرمیِ دوغ یا ماست)
🔸 #_یگ \ ig \
یا: #_یغ \ iγ \
مثال: دریغ (در فارسی میانه، zarig)،
🔹 #_یل \ il \
▪️مثال: زنبیل، غربیل، بندیل
🔸 #_یم \ im \
▪️مثال: بیم، ریم (چرک)، دیم (رخسار)، اَدیم (چرمِ دباغیشده)، نَویم (محض، هنگامِ روی دادن)، دَریم (درون (تبری))
🔹 #_ین \ in \
▪️مثال: زمین، بالین، آیین، آذین (همان «آیین» است.) و ...
🔸 #_یو \ iv \
▪️مثال: خدیو
🔹 #_و \ u \
▪️مثال: مُرگو (مرغ + --و)(گنجشک،) زَمو (گِلِ تر یا خشک،) زالو (یا زَلو)، چربو (چربی)، بانو، پتو، کاهو، بالو (زگیل)، بَیو (وَیو، عروس)
🔸 #_وت \ ut \
▪️مثال: روت (لخت، برهنه)
🔹 #_ود \ ud \
▪️مثال: پود، رود (نهر، جوی)، سود
🔺نکته: آمیزوندِ -ود در دو واژهٔ «پود و رود» درواقع افزایهای بودهاست که در ریشهٔ هندیایرانیاروپایی
وجود داشتهاست.
.
🔸 #_وش \ uš \
▪️مثال: آغوش، چاکوش
🔹 #_ون \ un \
▪️مثال: ستون، هامون، پرهون، کُلون (چوبِ پشتِ در،) آهون (نقب، رخنه،) گردون (از «گردیدن»،) افزون (از «افزودن») آزمون (از «آزمودن»،) پیرامون، رون، بیرون، درون (ساختِ این واژه با بیرون و رون متفاوت است.)
🔹 #_مان \mân\
▪️مثال: میهمان، ایرمان، دامان، آسمان، شادمان، قهرمان
🔸 #_من \ man \
▪️مثال: دامن، نشیمن، دشمن
🔹 #_وانه \ vâne \
▪️مثال: پروانه
🔸 #_ون \ van \
▪️مثال: سَتَروَن
🔺 نکته:
گفتنی است که برخی از آمیزوندهای (وندکهای) بالا ممکن است به چند معنای جداگانه در طولِ تاریخِ زبانِ فارسی گرفته باشند، بااینحال به چنین کاربردهایی شناخته نمیشوند. یا بهتر است بگوییم، تکثر و تنوعِ کاربرد در معناهایِ گوناگون خود دلیلی است بر نبودِ یک کاربردِ ویژه.
برای مثال، آمیزوندِ -َ-ن در فهرستِ بالا به معناهای اسمِ مکان، نامافزار، صفتِ بیانی و احتمالاً معناهایِ دیگری در زبان به کار رفته است. این خود بدین معناست که پسوندِ -َ-ن حاملِ معنایی ویژه نیست، و آوردنِ آن در فهرستِ آمیزوندها (وندکها) بیاشکال است.
دکتر جاوید پاژین
تاریخ: ۱۴۰۳/۶/۱۱
▪️مثال: میهمان، ایرمان، دامان، آسمان، شادمان، قهرمان
🔸 #_من \ man \
▪️مثال: دامن، نشیمن، دشمن
🔹 #_وانه \ vâne \
▪️مثال: پروانه
🔸 #_ون \ van \
▪️مثال: سَتَروَن
🔺 نکته:
گفتنی است که برخی از آمیزوندهای (وندکهای) بالا ممکن است به چند معنای جداگانه در طولِ تاریخِ زبانِ فارسی گرفته باشند، بااینحال به چنین کاربردهایی شناخته نمیشوند. یا بهتر است بگوییم، تکثر و تنوعِ کاربرد در معناهایِ گوناگون خود دلیلی است بر نبودِ یک کاربردِ ویژه.
برای مثال، آمیزوندِ -َ-ن در فهرستِ بالا به معناهای اسمِ مکان، نامافزار، صفتِ بیانی و احتمالاً معناهایِ دیگری در زبان به کار رفته است. این خود بدین معناست که پسوندِ -َ-ن حاملِ معنایی ویژه نیست، و آوردنِ آن در فهرستِ آمیزوندها (وندکها) بیاشکال است.
دکتر جاوید پاژین
تاریخ: ۱۴۰۳/۶/۱۱
