#گفتارها ( دَه )
آیا صرفِ فعلهای آغازشونده با « آ » و « الف » سامانمند است و از قاعدههای ویژهای پیروی میکند؟
📕 صرفِ فعلهایی که با حرفهای « آ » و الف ( اَ ، اُ ، اِ ) آغاز میشوند در برخی زمانها به سرراستیِ دیگر زمانها نیست.
داستان از این قرار است که وقتی نشانهٔ پیوستگیِ «می» بر سر این فعلها میآید، همزهٔ خفیفِ پیش از «آ» و الف» از اولِ واژه به میانهٔ آن منتقل میشود، و در گفتار تا حدِ زیادی به «یِ» میل پیدا میکند.
🖍 البته، واجِ «یِ» در نوشتارِ نوینِ فارسی پدیدار نمیشود زیرا نشانهٔ «می» در انتها دارای واجِ « --ی » است، و فارسیزبان همان را برای القای تلفظِ «ی» کافی دانسته است. شکلِ واجهای «آ» و «الف» نیز حفظ میشوند.
مثالها:
نوشتار —> میآغازم ( تلفظ —> مییاغازم )
نوشتار —> میاَندازد ( تلفظ —> مییَندازد )
نوشتار —> میاُفتند ( تلفظ —> مییُفتند )
نوشتار —> میاِنگاری ( تلفظ —> مییِنگاری )
📘 ناسانوار، وقتی نشانههای «بِـ» (دستورِ مثبت یا حالِ بایسته (مضارعِ التزامی))، و نیز نشانهٔ «نَـ» (دستورِ منفی) بر سرِ فعل در میآیند آن «ی»یِ گفتاری پدیدار شده و نقشِ خود را در نوشتار نیز بازی میکند، و بنابراین چهار حالتِ زیر پدید میآید:
۱- بِیاغاز (تلفظ —> بییاغاز) (دستورِ مثبت)
بِیاغازم (تلفظ —> بییاغازم)(بایستگی یا التزام)
نَیاغاز
۲- بِیَنداز (تلفظ —> بییَنداز)
بِیَندازم (تلفظ —> بییندازم)
نَیَنداز
۳- بِیُفت (تلفظ —> بییُفت)
بِیُفتم (تلفظ —> بییُفتم)
نَیُفت
۴- بِینگار (تلفظ —> بییَنگار یا بییِنگار)
بِینگارم ( تلفظ —> بییَنگارم یا بییِنگارم)
نَینگار ( تلفظ —> نَیَنگار یا نَیِنگار)
🖌 چنانکه میبینید، در همهٔ حالتهای بالا طبقِ یک قاعدهٔ پیشبینیپذیر، همزهٔ خفیفِ پیش از «آ و الف» به «ی» بدل شده و شکلِ واجِ «آ» به صورتِ «ا» در اولی حفظ شده، ولی شکلِ واجِ «الف» در سه تایِ بعدی حذف شده است.
در گزینهٔ چهارم نیز تلفظِ غالب در فارسی با -َ- است، ولی در برخی گویشها با -ِ- (حالتِ پیشبینیپذیر) نیز روایی دارد.
تا اینجا اگرچه همهچیز قاعدهمند بود، ولی در گزینهٔ چهارم تلفظِ بیشینهٔ زبانورانِ فارسی کمی از قاعدهمندی فاصله میگیرد.
📗 داستان از آنجا کمی پیچیدهتر میشود که فعلِ ما در حالتِ چهارم با «اِس» و «اِش» آغاز شود. در این حالت، وقتی «بِـ» (دستورِ مثبت یا بایستگی) یا «نَـ» (بازدارِشی) بر سرِ فعل بیاید، در نوشتار و گفتار حرفِ «ی» نخواهیم داشت، و شکلِ واجِ «اِ» نیز در نوشتار حذف میگردد.
مثالها:
اِسگالیدن: ( تلفظِ بیشینه در فارسیِ امروزی: سِگالیدن)
بِسگال (be.sgâl) ، بِسگالم (be.sgâl.am)
یا:
بِسِگال (be.segâl) ، بِسِگالم (be.segâl.am)
اِستاندن: (تلفظِ بیشینه در فارسیِ امروزی: سِتاندن)
بِستان (be.stân) ، بِستانَم (be.stân.am)
یا:
بِسِتان (be.setân) ، بِسِتانم (be.setân.am)
اِشتافتن: (تلفظِ بیشینه در فارسیِ امروزی: شِتافتن)
بِشتاب (be.štâb) ، بِشتابَم (be.štâb.am)
یا:
بِشِتاب (be.šetâb) ، بِشِتابم (be.šetâb.am)
اِشکستن (تلفظِ بیشینه در فارسیِ امروز: شِکستن)
بِشکن (be.škan) ، بِشکنم (be.škan.am)
یا:
بِشِکن (be.šekan) ، بِشِکنم (be.šekan.am)
🔺نکته:
۱- اتفاقی که در سه فعلِ آخر افتاده است از دیدگاهِ ریشهشناختی حاصلِ فراموشیِ تلفظِ واجهایِ s و š ساکن در آغازِ واژه در فارسیِ نوین است. اِسگالیدن نیز ممکن است به قیاس با فعلهای اِستاندن، اِسپاردن و ... نخست به سِگالیدن تحول یافته باشد و سپس مانند بقیهٔ فعلهای این گروه صرف شده است.
۲- یادآوری میشود که «اِس» در اِسگالیدن از دیدِ ساختواژی همارز با «اِس» در فعلهایِ دیگرِ این گروه (بخشی از ستاکِ اصلی) نیست، بلکه حاصلِ تغییرِ آوایِ پیشوندِ «us» به معنای «بیرون ، جدا» است.
آیا صرفِ فعلهای آغازشونده با « آ » و « الف » سامانمند است و از قاعدههای ویژهای پیروی میکند؟
📕 صرفِ فعلهایی که با حرفهای « آ » و الف ( اَ ، اُ ، اِ ) آغاز میشوند در برخی زمانها به سرراستیِ دیگر زمانها نیست.
داستان از این قرار است که وقتی نشانهٔ پیوستگیِ «می» بر سر این فعلها میآید، همزهٔ خفیفِ پیش از «آ» و الف» از اولِ واژه به میانهٔ آن منتقل میشود، و در گفتار تا حدِ زیادی به «یِ» میل پیدا میکند.
🖍 البته، واجِ «یِ» در نوشتارِ نوینِ فارسی پدیدار نمیشود زیرا نشانهٔ «می» در انتها دارای واجِ « --ی » است، و فارسیزبان همان را برای القای تلفظِ «ی» کافی دانسته است. شکلِ واجهای «آ» و «الف» نیز حفظ میشوند.
مثالها:
نوشتار —> میآغازم ( تلفظ —> مییاغازم )
نوشتار —> میاَندازد ( تلفظ —> مییَندازد )
نوشتار —> میاُفتند ( تلفظ —> مییُفتند )
نوشتار —> میاِنگاری ( تلفظ —> مییِنگاری )
📘 ناسانوار، وقتی نشانههای «بِـ» (دستورِ مثبت یا حالِ بایسته (مضارعِ التزامی))، و نیز نشانهٔ «نَـ» (دستورِ منفی) بر سرِ فعل در میآیند آن «ی»یِ گفتاری پدیدار شده و نقشِ خود را در نوشتار نیز بازی میکند، و بنابراین چهار حالتِ زیر پدید میآید:
۱- بِیاغاز (تلفظ —> بییاغاز) (دستورِ مثبت)
بِیاغازم (تلفظ —> بییاغازم)(بایستگی یا التزام)
نَیاغاز
۲- بِیَنداز (تلفظ —> بییَنداز)
بِیَندازم (تلفظ —> بییندازم)
نَیَنداز
۳- بِیُفت (تلفظ —> بییُفت)
بِیُفتم (تلفظ —> بییُفتم)
نَیُفت
۴- بِینگار (تلفظ —> بییَنگار یا بییِنگار)
بِینگارم ( تلفظ —> بییَنگارم یا بییِنگارم)
نَینگار ( تلفظ —> نَیَنگار یا نَیِنگار)
🖌 چنانکه میبینید، در همهٔ حالتهای بالا طبقِ یک قاعدهٔ پیشبینیپذیر، همزهٔ خفیفِ پیش از «آ و الف» به «ی» بدل شده و شکلِ واجِ «آ» به صورتِ «ا» در اولی حفظ شده، ولی شکلِ واجِ «الف» در سه تایِ بعدی حذف شده است.
در گزینهٔ چهارم نیز تلفظِ غالب در فارسی با -َ- است، ولی در برخی گویشها با -ِ- (حالتِ پیشبینیپذیر) نیز روایی دارد.
تا اینجا اگرچه همهچیز قاعدهمند بود، ولی در گزینهٔ چهارم تلفظِ بیشینهٔ زبانورانِ فارسی کمی از قاعدهمندی فاصله میگیرد.
📗 داستان از آنجا کمی پیچیدهتر میشود که فعلِ ما در حالتِ چهارم با «اِس» و «اِش» آغاز شود. در این حالت، وقتی «بِـ» (دستورِ مثبت یا بایستگی) یا «نَـ» (بازدارِشی) بر سرِ فعل بیاید، در نوشتار و گفتار حرفِ «ی» نخواهیم داشت، و شکلِ واجِ «اِ» نیز در نوشتار حذف میگردد.
مثالها:
اِسگالیدن: ( تلفظِ بیشینه در فارسیِ امروزی: سِگالیدن)
بِسگال (be.sgâl) ، بِسگالم (be.sgâl.am)
یا:
بِسِگال (be.segâl) ، بِسِگالم (be.segâl.am)
اِستاندن: (تلفظِ بیشینه در فارسیِ امروزی: سِتاندن)
بِستان (be.stân) ، بِستانَم (be.stân.am)
یا:
بِسِتان (be.setân) ، بِسِتانم (be.setân.am)
اِشتافتن: (تلفظِ بیشینه در فارسیِ امروزی: شِتافتن)
بِشتاب (be.štâb) ، بِشتابَم (be.štâb.am)
یا:
بِشِتاب (be.šetâb) ، بِشِتابم (be.šetâb.am)
اِشکستن (تلفظِ بیشینه در فارسیِ امروز: شِکستن)
بِشکن (be.škan) ، بِشکنم (be.škan.am)
یا:
بِشِکن (be.šekan) ، بِشِکنم (be.šekan.am)
🔺نکته:
۱- اتفاقی که در سه فعلِ آخر افتاده است از دیدگاهِ ریشهشناختی حاصلِ فراموشیِ تلفظِ واجهایِ s و š ساکن در آغازِ واژه در فارسیِ نوین است. اِسگالیدن نیز ممکن است به قیاس با فعلهای اِستاندن، اِسپاردن و ... نخست به سِگالیدن تحول یافته باشد و سپس مانند بقیهٔ فعلهای این گروه صرف شده است.
۲- یادآوری میشود که «اِس» در اِسگالیدن از دیدِ ساختواژی همارز با «اِس» در فعلهایِ دیگرِ این گروه (بخشی از ستاکِ اصلی) نیست، بلکه حاصلِ تغییرِ آوایِ پیشوندِ «us» به معنای «بیرون ، جدا» است.
📙 و سرانجام پرسشی که با طرحکردِ گفتههای بالا پیش میآید این است:
آیا فعلهای نونِپاشته با «آ» و «الف» نیز باید از همین قاعدهها پیروی کنند؟
نظرِ نگارنده:
دربارهٔ فعلهای نو بهتر است همهٔ قاعدههای بالا به کار گرفته شود، بجز قاعدهٔ حذفِ «ی»، هنگامی که فعل با «اِس» و «اِش» آغاز میشود.
در حالتِ یادشده نیز بهتر است به شیوهٔ فعلهایی عمل شود که حرفِ دومِ آنها «س» و «ش» نیست، زیرا صرفِ فعلهای نو در زمانها و شخصهای گوناگون خطرِ برخورد با صرفِ فعلهای قدیمی دارد. بنابراین بهتر است آغازگرهایی چون ( بِیِـ )(biye) و ( نَیِـ )(naye) به کار روند، زیرا میتوانند نقشِ ویژهساز در صرفِ فعلهای نو داشته باشند.
دو مثال از فعلهای نو در این کانال که با «اِس» آغاز میشوند؛ و صرفِ آنها در زمانهای دستورِ مثبت، دستورِ منفی و حالِ بایسته:
#to_deport
اِسرادن
دستورِ مثبت —> بِیِسرای (bi.y.esrây)
حالِ بایسته —> بِیِسرایَم (bi.y.esrây.am)
دستورِ منفی —> نَیِسرای (na.y.esrây)
🔺نکته:
صرفِ فعلِ اِسرادن اگر از الگوی قدیمی پیروی کند، خطرِ برخورد با صرفِ فعلِ سرودن یا سراییدن دارد. (بِسرای، بِسرایم، نَسرای)
#to_scavenge
اِسپالیدن:
دستورِ مثبت —> بِیِسپال (bi.y.espâl)
حالِ بایسته —> بِیِسپالَم (bi.y.espâl.am)
دستورِ منفی —> نَیِسپال (na.y.espâl)
دکتر جاوید پاژین
تاریخ: ۱۴۰۲/۱۲/۸
آیا فعلهای نونِپاشته با «آ» و «الف» نیز باید از همین قاعدهها پیروی کنند؟
نظرِ نگارنده:
دربارهٔ فعلهای نو بهتر است همهٔ قاعدههای بالا به کار گرفته شود، بجز قاعدهٔ حذفِ «ی»، هنگامی که فعل با «اِس» و «اِش» آغاز میشود.
در حالتِ یادشده نیز بهتر است به شیوهٔ فعلهایی عمل شود که حرفِ دومِ آنها «س» و «ش» نیست، زیرا صرفِ فعلهای نو در زمانها و شخصهای گوناگون خطرِ برخورد با صرفِ فعلهای قدیمی دارد. بنابراین بهتر است آغازگرهایی چون ( بِیِـ )(biye) و ( نَیِـ )(naye) به کار روند، زیرا میتوانند نقشِ ویژهساز در صرفِ فعلهای نو داشته باشند.
دو مثال از فعلهای نو در این کانال که با «اِس» آغاز میشوند؛ و صرفِ آنها در زمانهای دستورِ مثبت، دستورِ منفی و حالِ بایسته:
#to_deport
اِسرادن
دستورِ مثبت —> بِیِسرای (bi.y.esrây)
حالِ بایسته —> بِیِسرایَم (bi.y.esrây.am)
دستورِ منفی —> نَیِسرای (na.y.esrây)
🔺نکته:
صرفِ فعلِ اِسرادن اگر از الگوی قدیمی پیروی کند، خطرِ برخورد با صرفِ فعلِ سرودن یا سراییدن دارد. (بِسرای، بِسرایم، نَسرای)
#to_scavenge
اِسپالیدن:
دستورِ مثبت —> بِیِسپال (bi.y.espâl)
حالِ بایسته —> بِیِسپالَم (bi.y.espâl.am)
دستورِ منفی —> نَیِسپال (na.y.espâl)
دکتر جاوید پاژین
تاریخ: ۱۴۰۲/۱۲/۸
