در این بخش که رَهاوردی تازهیاب است، و ایدهٔ مرکزیِ آن درواقع نوعی گمانهزنیِ واژههای نو در زبانِ فارسی است، نگارنده خواهد کوشید واژههایی زیبا با معنایی احتمالی از یک پایه (واژه) یا ستاک (ستاکِ فعل) را حدس زده و بِنِپارَد.
ما بر آنیم که پُروَرزی (تمرین ) و کاربردِ این شیوه، که میشود نامِ واژهگمانی بر آن نهاد، میتواند ذهنِ گویشور را در تجربهٔ زیستهاش به واژهنِپاریِ قصداندیش برانگیزاند.
چنانکه خواهید دید، این بخش مستقل از زبانِ انگلیسی یا عربی یا ... عرضه میگردد، و هدفِ آن زایاسازیِ واژگانِ فارسی برای مفهومپردازیِ مستقل در آن است.
و شاید هدفِ بنیادیتری نیز وجود داشته باشد، و آن این باشد که زبانورِ فارسی دریابد:
چه آسان میتوانسته در فلان لحظه از زندگیاش یک واژهٔ بسیار کارآمد و سودمند برسازد، ولی چنین نکرده است.
بههرروی، امید است که دوستانِ گرامی همچون همیشه در این پَتادیس (platform) نیز یاریگرِ نگارنده باشند، و با نقدها و نواندیشیهای خود موجبِ پربارتر شدنِ فرستههای مربوط به این بخش شوند.
همچنین یادآور میشود که ممکن است در این فرستهها واژهای معرفی شود که هماکنون در زبانِ فارسی کاربرد دارد، ولی نگارنده آن را نشنیده یا ندیده باشد. چنین واژههایی با یادآوریِ همراهانِ گرامی از متن حذف خواهند شد.
واژهٔ امروز: بار (به معنای «محموله»)
نوواژههای احتمالیِ واژهٔ « بار » که میباید تا کنون در زبانِ فارسی پدید میآمدند، ولی نیامدند:
🔹 #بارگر (bâr.gar)
🧮 معنایِ احتمالی: کسی یا چیزی که باری را از جایی برداشته و بر جایی دیگر میگذارد.
🔹 #باراییدن (bar.ây.id.an)(بار + آی (از ریشهٔ نیاایرانیِ -āy به معنیِ «رفتن، حرکت کردن»)(بروید به: #to_issue .) + --یدن)
🧮 معنایِ احتمالی:
جابهجا کردنِ بار
▪️مثال:
میوههای باغ چون چیده شدند
مرد بارایید بارِ میوه را «مژگان حسنپور»
مشتقهای دیگر: #بارایش ، #بارایشگر ، #بارایان ، #بارایی ، #بارایین
🔹 #بارنشان (bâr.nešân)
🧮 معنایِ احتمالی:
١- دستگاهی که بارِ یک خودرو را در مسیرِ آن شناسایی میکند.
۲- نشانی که بر رویِ بار میزنند.
🔹 #باروند (bâr.vand)
🧮 معنایِ احتمالی:
چیزی که ضمیمهٔ (پیوندشده به) یک بار است.
برای مثال، باری بزرگ توسطِ یک شرکتِ حملونقل به یک کارخانه در یک شهرِ دور فرستاده میشود. پیش از ارسالِ بار، یک شرکتِ دیگر از آنها خواهش میکند که بارِ کوچکشان را با بارِ بزرگ همراه کند تا به مقصدی دیگر در همان شهر ببرند. بدین ترتیب، آنها محبور نخواهند بود هزینهای اضافی برای حملِ آن بپردازند.
اکنون، میتوان این بارِ کوچک را در نسبت با آن بارِ بزرگ باروَند نامید.
🔹 #کژبار (kaž.bâr)
🧮 معنایِ احتمالی:
بارِ غیرِقانونی، مانندِ موادِ مخدر
🔹 #کوربار (kur.bâr)
🧮 معنایِ احتمالی:
باری که حاملِ آن از چیستیِ آن خبر ندارد.
🔹 #بارنشین (bâr.nešin)
🧮 معنای احتمالی:
ویژگیِ مسافری که بر رویِ یا کنارِ بارِ یک خودروِ باربر مینشيند.
🔹 #باریانه (bâr.yâne)
🧮 معنایِ احتمالی:
۱- عوارضِ حملِ بار
۲- پولی که برایِ حملِ بار (-ِ- اضافی) دریافت میکنند.
🔹 #بارگان (bâr.gân)
🧮 معنایِ احتمالی:
کلِ بارِ یک هواپیما یا کشتی
🔹 #دیربار (dir.bâr)
🧮 معنایِ احتمالی:
باری که دیرتر از زمانِ پیشبینیشده به مقصد میرسد.
🔹 #زودبار (zud.bar)
🧮 معنای احتمالی:
باری که زودتر از زمانِ پیشبینیشده به مقصد میرسد.
🔺 نکته:
داشتنِ دیربار یا زودبار احتمالاً در ارزیابیِ کیفیِ کارِ یک شرکتِ حملونقل اثرگذار است.
🔹 #بارویژه (bâr.viže)
یا: #ویژهبار
🧮 معنایِ احتمالی:
بارِ گرانقیمت؛ یا باری که حملِ آن نیاز به مراقبتهای ویژه دارد.
🔹 #باریزه (bâr.ize)
یا: #خردبار (xord.bâr)
🧮 معنا و کاربردِ احتمالی:
بارهایی که کوچکتر از #نیمهبار و #کلانبار هستند.
🔹 #روزبار
🧮 معنای احتمالی:
۱- بارِ حملشدهٔ یک شرکت در یک روز
۲- درآمدِ حاصل از بارِ حملشده در یک روز
🔹 #ماهبار
🧮 معنایِ احتمالی:
بارِ حملشدهٔ یک شرکت در یک ماه
🔹 #سالبار
🧮 معنایِ احتمالی:
بارِ حملشدهٔ یک شرکت در یک سال
🔹 #بارگشایی (bâr.gošây.i)
🧮 معنایِ احتمالی:
گشودنِ بارِ یک کلانبر برای بازرسی توسطِ پلیس یا ارزیابِ گمرک
🔹 #سیربار (sir.bâr)
🧮 معنایِ احتمالی:
گُنجاور (container) یا کلانبَری که از بار پُر شده باشد.
🔹 #کوتبار (kut.bâr)
یا: #فلهبار (falle.bâr)
یا: #تودهبار (tude.bâr)
🧮 معنایِ احتمالی:
باری که بستهبندی نشده و حمل میشود.
🔹 #بارفتن (bâr.(r)of.t.an)
یا: #باروبیدن (bâr.(r)ub.id.an)
🧮 معنایِ احتمالی:
خالی کردن یا آزاد کردنِ درایوهای رایانه از بارِ اضافی که با گذشتِ زمان در آن جمع شده است.
مشتقهای دیگر: #باروبش ، #باروبان #باروبه ، #بارفتار (بارُفتار) ، #باروبک (باروبَک)
🔹 #باروزیدن (bâr.uz.id.an)(بار + --وز (از ریشهٔ نیاایرانیِ -az به معنای وادشتن، هدایت کردن —> بروید به: #to_agonize .) + --یدن)
یا: #بارختن (bâr.ox.t.an)
🧮 معنایِ احتمالی:
هدایت کردنِ بار توسطِ تسمههای نقاله در فرودگاهها
مشتقهای دیگر: #باروزش ، #باروزان ، #باروزه ، #باروختار
🔹 #بارچین
🧮 معنایِ احتمالی:
افزاری که بار را در جایی میچیند. برای مثال: لیفتتراک یا چیزی شبیهِ آن.
🔹 #بارگزین (bâr.gozin)
🧮 معنایِ احتمالی:
کسی یا دستگاهی که باری را برپایهٔ ویژگیِ معینی از آن، مثلأ سَبُکی از جایی برمیگزیند.
🔹 #بارنما (bâr.namâ)
🧮 معنایِ احتمالی:
دستگاهی در فرودگاه که بارِ همراهِ مسافران را با کاربردِ پرتوِ ایکس نمایانده و بررسی میکند.
🔹 #باربان (bâr.bân)
🧮 معنای احتمالی:
پرده، توری یا پارچهای برزنتی که بر روی بارِ کلانبَر میکشند تا به وقتِ حرکت در جاده پخش-و-پَلا نشود.
🔹 #بارافراز (bâr.af.râz)( بار + اَفراز (از مصدرِ اَفرازیدن یا اَفراشتن ))
🧮 معنایِ احتمالی:
دستگاهی که هر نوع باری را بالا میبَرَد. (شاید، جرثقیل)
~ #crane or #derrick
🔹 #رایابار (rây.â.bâr)
🧮 معنا یا کاربردِ احتمالی:
هر نوع دادهٔ رایانهای که بهطبع دارای حجمِ معینی بایت است.
🔹 #بارچوب (bâr.čub)
یا: #بارچوبه (bâr.čub.e)
🧮 معنایِ احتمالی:
چوبی که متعلق به بار است. شاید چوبی که بار را رویِ آن میگذارند (هممعنایِ پالِت)(بسنجید با: چارچوب.)
🔹 #بارمیل (bâr.mil)
🧮 معنایِ احتمالی:
میلههایی که درونِ گُنجاوَر (container) یا در باردانِ کلانبر به شیوهای پیچومهره میشوند که بار را ثابت نگه دارند.
🔹 #زیستبار (zist.bâr)
🧮 معنایِ احتمالی:
بار یا محمولهای از جانداران یا موادِ زیستی
🔹 #باررسان (bâr.(r)esân)
🧮 معنای احتمالی:
کسی یا دستگاهی که یک بار را به جایی میرساند.
🔹 #جابار (jâ.bâr)
🧮 معنایِ احتمالی:
داشتنِ گنجایش برای حملِ بار (آن خودرو جابارِ خوبی دارد.)
🔹 #باریاب (bâr.yâb)
🧮 معنای احتمالی:
کسی یا دستگاهی که بارِ گمشدهٔ مسافران را پیدا میکند.
🔹 #بارشکن (bâr.ŝekan)
🧮 معنایِ احتمالی:
کسی که قانونِ حملِ بار را میشکند.
🔹 #بارآمایی (bâr.âmây.i)
🧮 معنایِ احتمالی:
آماده کردنِ بار برای حمل (شاید طی کردنِ مراحلِ قانونیِ حملِ بار)
🔹 #بارشناس (bâr.ŝenâs)
🧮 معنایِ احتمالی:
متخصصِ شناختِ بار، بویژه بارهای غیرِ قانونی
🔹 #گوشتبار (gušt.bâr)
🧮 معنایِ احتمالی:
بازارِ گوشت یا بخشِ انبارِ گوشت در میدانِ بار
🔹 #بارباخته (bâr.bâxt.e)
🧮 معنایِ احتمالی:
آنکه بارش دچارِ حادثه شده، یا کسی که بارش را دزدیدهاند.
🔹 #بارشمار (bâr.šomâr)
یا: #بارآمار (bâr.âmâr)
🧮 معنایِ احتمالی:
۱- ثبت و شمارشِ بار
۲- دفترِ ثبت و شمارشِ بار
۳- کسی که شمارش و ثبتِ بار به عهدهٔ اوست.
🔹 #هوابار
یا: #دریابار
یا: #خشکیبار
🧮 معنایِ احتمالی:
بخشبندیِ نوعِ بار از دیدگاهِ حملِ آن در شرکتهای بزرگ، نظیرِ آمازون و ...
🔹 #بارسپار (bâr.sepâr)
🧮 معنایِ احتمالی:
آنکه بار را سپرده یا سفارش/سپارش کرده است.
🔹 #کشتبار (kešt.bâr)
یا: #پالیزبار (pâliz.bâr)
یا: #جالیزبار (jâliz.bâr)
یا: #سبزبار (sabz.bâr)
🧮 معنایِ احتمالی:
بارهای مربوط به پیشهٔ کشاورزی
🔹 #شاهبار (šâh.bâr)
🧮 معنایِ احتمالی:
۱- باری که در میانِ محمولههای یک کلانبر از همه بزرگتر است و جاسازیِ آن باید زودتر از همهٔ بارهای دیگر صورت گیرد.
۲- بارِ بزرگ
🔹 #بارکوب (bâr.kub)
🧮 معنایِ احتمالی:
۱- نامی کلی برای دستگاههایی که بارهای گوناگون همچون برنج، غله و ... را میکوبد.
۲- دستگاهی که بارهای انعطافپذیر چون جامه و ... را میفشارد (پرس میکند، میکوبد) تا جای کمتری بگیرد.
🔹 #نوشبار (nuš.bâr)
🧮 معنایِ احتمالی:
بارِ نوشیدنی
🔹 #بارپاس (bâr.pâs)
🧮 معنایِ احتمالی:
نگهبانِ بار
🔹 #سردبار (sard.bâr)
و: #یخینبار (yax.in.bâr)
و: #ناسردبار (nâ.sard.bâr)
و: #گرمبار (garm.bâr)
🧮 معنایِ احتمالی:
نامِ بارها با نظرداشتِ شیوههای گوناگونِ حملِ آنها از نظرِ دما (سرد، گرم، ناسَرد و یخین)
🔹 #بارزدایی (bâr.zodâ.yi)
🧮 معنایِ احتمالی: خارج کردنِ یک بار از فهرستِ ارسال در یک شرکتِ باربری
🔺نکته:
گفتنی است که ممکن است برخی از واژههای بالا برابری در انگلیسی یا زبانی دیگر داشته باشند، ولی چون رویکردِ ما اینجا پرداختن به پویاسازیِ درونیِ زبانِ فارسی است به آن وجه از مسئله نپرداختهایم و نخواهیم پرداخت.
