چنانکه همواره گفتهایم، ما بر این باوریم که زبانِ فارسی در قیاس با برخی زبانهای اروپایی از کمبودِ «وَند» رنج میبرد. ولی آیا بهراستی چنین است؟! بیآنکه بخواهیم به این پرسش پاسخ دهیم، میخواهیم گردونهٔ سخن را به جایی دیگر رانده، و بگوییم گاهی وندِ مناسب برای برساختِ فعل یا هر نوع واژهٔ دیگر وجود دارد، ولی نگاهِ نوگرا و دلیریِ کافی برای کاربردِ آن «وند» در ما گویشورانِ فارسیزبان وجود ندارد!
واقعیت این است که ما نیاکانی داشتهایم که گاه از ما پیشروتر و نوگرایانهتر عمل میکردهاند. نمونهٔ این نوگرایی را در کاربردِ پسوندِ « --ار » برای ساختِ اسم، اسمِ مصدر یا صفتِ فاعلی از ستاکِ حالِ فعلها میبینیم.
یک نمونهٔ آن واژهٔ پرستار است، که از ستاکِ حالِ «پرستیدن» برساختهاند، و نمونهٔ دیگرِ آن واژهٔ «کُنار» است که از ستاکِ حالِ فعلِ «کردن» برساختهاند. (شکل را ببینید. (قرآن قدس)) همچنین واژهٔ دَمار به معنای «نَفَس» بیارتباط با فعلِ «دَمیدن» نمیتواند باشد، اگرچه «دَم» میتواند اسم نیز در نظر گرفته شود.
در سالهای اخیر نیز جستهوگریخته میل به نپارشِ واژه از الگویِ [ ستاکِ حال + --ار ] در گویشورانِ فارسی دیده شده است. دو نمونه از مهمترین واژههایی که با کاربردِ الگویِ یادشده نپاشته شده، دو واژهٔ ایستار و بَخشار هستند که اولی از فعلِ ایستادن و دومی از فعلِ بخشیدن (قسمت کردن) برآمده است.
بههرروی، روندی که نشانگرِ نوعی رویکرد به الگوی یادشده است، نگارنده را بر آن داشت تا برخی از فعلهایی را که آوای آنها برای این الگو مناسبتر است به هموندانِ گرامی معرفی نماید. روشن است که دوستان میتوانند با پیشنهادهای خود، بویژه در دو زمینه «معنایِ احتمالی» برای هر واژه و «معرفیِ فعلهای مناسبِ دیگر برای کاربرد در این الگو» نگارنده را یاری رسانند.
دستهای از فعلهای فارسی که ستاکِ حالِ آنها با پسوندِ --ار خوش مینشیند:
🔹 #آشوبار (آشفتن) —> به معنایِ «آشفتگی، #mess »
🔹 #آکنار (آکندن)) —> به معنای احتمالیِ « دستگاهِ پُر کننده»
🔹 #آموزار (آموختن) —> به معنای احتمالیِ «ایده، دیسیپلین»
🔹 #آویزار (آویختن) —> به معنای احتمالیِ «آویزنده، معلقساز یا ...»
🔹 #آمیزار (آمیختن) —> #mixer
🔹 #افتار (افتادن) —> واژهای بسیار زیبا، و به معنای احتمالیِ «سقوط ، #collapse »
🔹 #افروزار (اَفروختن) —> به معنای احتمالیِ «آغازگرِ فعالیتِ موتورِ خودرو ، #igniter »
🔹 #افکنار (افکندن) —> به معنای احتمالیِ #knock_out
🔹 #اندوزار (اندوختن) —> به معنای احتمالیِ «فردِ ثروتاندوز»
🔹 #اندیشار (اندیشیدن) —> به معنای احتمالیِ «محتوایِ اندیشه»
🔹 #باشار (باشیدن) —> به معنای احتمالیِ «مقیم، ساکن»
🔹 #بخشار (بخشیدن، تقسیم کردن) —> به معنای «تقسیم»
🔹 #ایستار (ایستادن) —> به معنای «دیدگاه، موقعیت، #attitude »
🔹 #بویار (بوییدن) —> به معنای احتمالیِ #fragrance
🔹 #بندار (بستن) —> به معنای احتمالیِ «بانداژ یا #bandage »
🔹 #بینار (دیدن) —> به معنای «بیننده»
🔹 #بیوسار (بیوسیدن) —> به معنای «انتظار یا منتظر»
🔹 #پاشار (پاشیدن) —> به معنای احتمالیِ «ریختوپاش» ( #mess )
🔹 #پالار (پالیدن) —> به معنای «جستجوگر یا جستجو»
🔹 #پرستار (پرستیدن) —> خدمتکننده، تیمارگر
🔹 #پریشار (پریشیدن) —> به معنای احتمالیِ #panic یا #anxiety یا ...
🔹 #پسندار (پسندیدن) —> به معنای احتمالیِ #favourite
🔹 #پوسار (پوسیدن) —> به معنای احتمالیِ «بخشِ پوسیدهٔ هر گیاه»
🔹 #پوشار (پوشیدن) —> به معنای احتمالیِ «سقف»
🔹 #پویار (پوییدن) —> به معنای «هر چیزِ حرکتکننده و جستجوگر ، #rover »
🔹 #پیچار (پیچیدن) —> به معنای احتمالیِ قلاویز یا متهٔ قلاویز
🔹 #پیوندار (پیوستن) —> به معنای احتمالیِ «رابط، واسطه»
🔹 #تابار (تابیدن) —> به معنای احتمالیِ «پروژکتور»
🔹 #تازار (تاختن) —> به معنی «هجوم»
🔹 #تایار (تاییدن (مشابه بودن)) —> به معنای «تشابه یا متشابه»
🔹 #تبسار یا #تفسار یا #تفتار (تبسیدن یا تفسیدن یا تفتیدن) —> به معنای گرمای بیشازحد
🔹 #تپار (تپیدن) —> به معنای «تپشساز، تپشیار، #pacemaker »
🔹 #ترسار (ترسیدن) —> به معنای «مکانِ رعبانگیز»
🔹 #ترشار (تُرشیدن) —> به معنای احتمالیِ «هر نوع خوراک یا اسنکِ ترش»
🔹 #تلاشار (تلاشیدن) —> به معنای احتمالیِ «دستاوردِ زحمتکشی»
🔹 #تندار (تُندیدن) —> به معنای احتمالیِ «مسابقهٔ سرعتی»
🔹 #تنجار (تَنجیدن (درهم فشردن)) —> به معنای احتمالیِ «ماده یا دارویِ منقبضکنندهٔ ماهیچهها»
🔹 #تنسار (تَنسیدن (آزرده شدن)) —> به معنای «آزاررسان، رنجاننده»
🔹 #توفار (توفیدن (غریدن، دادوفریاد کردن)) —> به معنای «فرد یا چیزِ پرسروصدا»
🔹 #تیزار (تیزیدن (تیز کردنِ چاقو) —> به معنای احتمالیِ «چاقوتیزکن»
🔹 #تهار (تُهیدن) —> به معنای احتمالیِ «خلأ» ( #vacuity )
🔹 #جویار (جُستن) —> به معنایِ احتمالیِ «دستاورد»
🔹 #جهار (جهیدن) —> به معنای «چیزِ جهنده یا جهش»
🔹 #جنبار (جنبیدن) —> به معنای «چیزِ جنبنده یا جنبش»
🔹 #جوشار (جوشیدن) —> به معنای احتمالیِ «دستگاهِ قهوهساز»
🔹 #چکار (چَکیدن) —> به معنای احتمالیِ «قطرهچکان»
🔹 #چاوار (چاویدن (بانگ زدن)) —> به معنای «فردِ اعلامکننده»
🔹 #چایار (چاییدن) —> به معنای احتمالیِ «زکام یا آنفلوانزا»
🔹 #چخار (چَخیدن (استهزا کردن)) —> به معنای «استهزا، تمسخر»
🔹 #چینار (چیدن) —> به معنای احتمالیِ «#domino »
🔹 #چرخار (چرخیدن) —> به معنایِ احتمالیِ «#orbital »
🔹 #چسبار (چسبیدن) —> به معنای احتمالیِ «کشتیچسب یا #barnacle »
🔹 #چشار (چشیدن) —> به معنای احتمالیِ #starter در آشپزی
🔹 #خراشار (خراشیدن) —> به معنای احتمالیِ «خدشه، صدمه»
🔹 #خروشار (خروشیدن) —> به معنای «خروش» (شاعرانه)
🔹 #خزار (خزیدن) —> به معنای «آنچه میخزد، یا خزش»
🔹 #خلار (خَستن، خَلیدن) —> به معنای «صدمه، آسیب، آسیبزا»
🔹 #خمار (خمیدن) —> به معنایِ احتمالیِ «#loop »
🔹 #خندار (خندیدن) —> به معنای احتمالیِ «کمدی، #comedy »
🔹 #خیزار (خاستن) —> به معنای احتمالیِ «دستگاهِ یاریگرِ خیزشِ چیزی، مثلِ کفِ ناوِ جنگی برای هواپیمای جنگی، یا کانتینری که پهپادها از آن به پرواز درمیآیند.»
🔹 #دانار (دانستن) —> به معنای احتمالیِ «ژورنال، مجله یا #essay »
🔹 #درخشار (درخشیدن) —> به معنای احتمالیِ «نوعی از ستارهها یا کهکشانها که درخشانتر هستند.»
🔹 #دمار (دمیدن) —> به معنای «نَفَس»
🔹 #دندار (دَندیدن، دندان به هم فشردن، جوشیدن از خشم) —> به معنایِ احتمالیِ «دندانِ مصنوعی یا #denture»
🔺نکته:
دَندار از ریشهٔ واژهٔ دندان هم استخراجشدنی است.
🔹 #دوزار (دوختن) —> به معنای احتمالیِ «چرخِ خیاطی»
🔹 #دوسار (دوسیدن (چسبیدن)) —> به معنای احتمالیِ «وسیلهٔ نگهدارندهٔ شیشه هنگامِ برش، #vacuum_suction_cup »
🔹 #دوشار (دوشیدن) —> به معنای احتمالیِ «دستگاهِ دوشیدن هر چیزی»
🔹 #رایار (راییدن یا رایاندن) —> به معنای احتمالیِ «هر نوع دستگاهِ هوشمند، مثلِ گونهای رُبات » (بروید به: #robot .)
🔹 #رخشار (رخشیدن) —> به معنای «روشنی، درخشندگی، تجلی»
🔹 #رزار (رَزیدن (رنگ کردن)) —> به معنای احتمالیِ «چتکهٔ رنگرزی یا دستگاهِ برقیِ رنگرزی»
🔹 #رخسار (رَخسیدن) —> به معنای احتمالیِ #dance_club
🔹 #رسار (رسیدن) —> به معنای «نایل آمدن، موفقیت»
🔹 #رمبار (رُمبیدن) —> به معنای «آنچه میرُمبد.»
🔹 #رمار (رمیدن) —> به معنای «رمیدن»
🔹 #رنجار (رنجیدن) —> به معنای «عاملِ رنجش»
🔹 #روار (رفتن) —> به معنای «آنچه رونده است.»
🔹 #روبار (رُفتن، روبیدن) —> به معنای احتمالیِ «روبَنده یا روبشگر»
🔹 #ریزار (ریختن) —> به معنایِ احتمالیِ «دستگاهِ ریزندهٔ چیزی»
🔹 #ریسار (ریسیدن) —> به معنای «دستگاهِ ریسندگی»
🔹 #ریشار (ریشیدن (زخمشدن)) —> به معنای «نوعی زخم ، #lesion »
🔹 #رینار (ریدن) —> به معنای احتمالیِ «مدفوع»
🔹 #زابار (زابیدن (متصف به صفتی شدن)) —> به معنای «اضافهٔ وصفی یا صفتوموصوف»
🔹 #زایار (زاییدن) —> به معنای احتمالیِ «آنچه میزاید، #birth_giver )
🔹 #زهار (زهیدن (تراوش کردن)) —> به معنای احتمالیِ «آنچه موجبِ تراوش میشود، غشای نیمهتراوا (شیمی)»
🔹 #زیار (زیستن) —> به معنای احتمالیِ «عاملِ حیات، مانندِ اکسیژن، آب و ...»
🔹 #زیبار (زیبیدن) —> به معنای احتمالیِ «#ornamentation »
🔹 #ژکار (ژکیدن (خشمگرفتن)) —> به معنای «عصبانیت، خشم»
🔹 #ژولار (ژولیدن) —> به معنایِ احتمالیِ «محیطِ دلگیر و افسردهساز» (شاعرانه)
🔹 #سازار (ساختن) —> به معنای احتمالیِ «ساختوساز»
🔹 #ساوار یا #سابار یا #سایار (ساویدن، سابیدن، ساییدن) —> به معنای احتمالیِ «دستگاه یا فردِ سایشگر»
🔹 #ستانار (ستاندن)) —> به معنای «اخذکننده، دریافتکننده»
🔹 #ستیزار (ستیزیدن) —> به معنای احتمالیِ «ستیزهگاه»
🔹 #سریشار (سِرِشتن، سریشیدن) —> به معنای احتمالیِ «خالق» (شاعرانه)
🔹 #سرار (سُریدن) —> به معنایِ «چوبهای اسکیِ زیرِ پاها»
🔹 #سزار (سَزیدن) —> به معنای «جانداری که قابلیتِ زنده ماندن دارد، #fit » (زیستشناسیِ فرگشتی)
#survival_of_fittest پایستگیِ سَزارترین
🔹 #سنبار (سُفتن، سُنبیدن) —> به معنای احتمالیِ «وسیلهٔ سوراخگر ، #drill »
🔹 #سنجار (سختن، سنجیدن) —> به معنای احتمالیِ «معیار، میزان #criterion »
🔹 #سوزار (سوختن) —> به معنای «مادهٔ شیمیاییِ سوزاننده، همچون اسید، قلیا و ...»
🔹 #سیجار (سیجیدن (نظم و ترتیب دادن) —> به معنای «نظم»
🔹 #شتابار (شتافتن) —> به معنای «وسیلهٔ بسیار سریع»
🔹 #شکنار (شکستن) —> به معنای «دستگاهِ خردکننده»
🔹 #شکنجار (شکنجیدن) —> به معنای «دستگاهِ شکنجه»
🔹 #شکوفار (شکفتن) —> به معنای احتمالیِ «فصل یا زمانِ شکوفایی و بلوغ» (شاعرانه)
🔹 #شگفتار (شگفتیدن) —> واژهای زیبا به معنای «چیزِ شگفتآور، مانندِ جادو، شعبده، کارِ بزرگ، کشف یا فتحِ چیزی، #magic»
🔹 #شنوار (شنیدن) —> به معنای احتمالیِ «سمعک، #hearing_aid »
🔹 #شوار (شدن) —> به معنای «صیرورت، #becoming »
🔹 #شویار (شستن) —> به معنایِ «وسیلهٔ شوینده، ماشینِ رختشویی»
🔹 #شیبار (شیبیدن (میل پیدا کردن، عاشق شدن)) —> به معنای احتمالیِ «متمایلشدگی ، #inclination »
🔹 #شیوار (شیویدن (درآمیختن)) —> به معنای احتمالیِ «ملغمه ، #amulgum »
🔹 #غلتار (غلتیدن) —> به معنایِ احتمالیِ «وسیلهٔ غلتنده ، #roller_coaster »
🔹 #فرستار (فرستادن) —> به معنای احتمالیِ «مسئولِ دریافتِ بستهٔ پستی برای ارسال»
🔹 #فریبار (فریفتن) —> به معنای «شخص یا چیزِ فریبنده» (شاعرانه)
🔹 #کاوار (کاویدن) —> به معنای «جستجوگر یا حفاریکننده»
🔹 #کشار (کشیدن) —> به معنای احتمالی «لاستیک ، فنر یا ...»
🔹 #کشار (کُشتن) —> به معنای «قاتل»
🔹 #کوبار (کوفتن، کوبیدن) —> به معنای احتمالیِ «دستگاهِ کوبنده»
🔹 #کنار (کردن) —> به معنایِ « شخص یا چیزِ انجامدهنده»
🔹 #کنار (کندن) —> به معنای «شخص یا چیزِ کَنَنده»
🔹 #کیبار (کیبیدن، از راه منحرف شدن) —> به معنای «انحراف»
🔹 #گردار (گردیدن) —> به معنای احتمالیِ «سیاره» ( #planet )
🔹 #گریزار (گریختن) —> به معنای احتمالیِ «مادهٔ فرّار، مثلِ عطر؛ یا گریزگاه)
🔹 #گزار (گَزیدن) —> به معنای احتمالیِ «سخنِ نیشدار، گزنده یا طعنهآمیز»
🔹 #گزینار (گُزیدن) —> به معنای «انتخاب، انتخابات»
🔹 #گسلار (گسستن، گسلیدن) —> به معنای «افتراق یا افتراقگر»
🔹 #گویار (گفتن) —> به معنای احتمالیِ «مبلغ، تبلیغاتچی»
🔹 #گنجار (گنجیدن) —> به معنای احتمالیِ #container
🔹 #گندار (گندیدن) —> به معنای احتمالیِ «رسوایی، #defamation ،
یا #scandal »
🔹 #گوالار (گُوالیدن) —> به معنای «نمو کننده، #developer »
🔹 #لرزار (لرزیدن) —> به معنایِ احتمالی «دستگاهِ لرزاننده؛ یا زمینلرزه؛ یا ...»
🔹 #لغزار (لغزیدن) —> به معنای «آنچه موجبِ لغزش یا خطا میشود.»
🔹 #لمار (لمیدن) —> به معنای احتمالیِ «اِتّکا»
🔹 #لیزار (لیزیدن) —> به معنای احتمالیِ «هر جایِ لیز و ناپایدار»
🔹 #لیسار (لیسیدن) —> به معنای احتمالیِ «شیوهٔ لیسزدن در کارِ جنسی»
🔹 #ماسار (ماسیدن) —> به معنای احتمالیِ «دستگاهی که شیر را به خامه بدل میکند.»
🔹 #مالار (مالیدن) —> به معنای «چیز یا فردِ مالشگر»
🔹 #مانار (ماندن) —> به معنایِ «عاملِ مانایی»
🔹 #مکار (مکیدن) —> به معنای «وسیلهٔ مَکِش»
🔹 #مویار (موییدن، گریستن) —> به معنای «عزا، ماتم، مویه، سوگ»
🔹 #میزار (میختن، میزیدن (شاشیدن)) —> به معنای «مثانه»
🔹 #نازار (نازیدن) —> به معنای احتمالیِ «افتخار»
🔹 #نوردار (نَوَردیدن) —> به معنای «نَوَردَنده»
🔹 #نوشار (نوشیدن) —> به معنای «وسیلهٔ نوشیدن، مثلِ #mug »
🔹 #نوفار (نوفیدن، بازگشت کردنِ صدا، فریاد زدن) —> به معنای احتمالیِ تولیدکنندهٔ نوفه ، #noise_maker »
🔹 #نهار (نِهادن) —> به معنای «نهشگر یا نهش» (فلسفه)
🔹 #نیوشار (نیوشیدن) —> به معنای «شنونده، مخاطب، #audience )
🔹 #نویسار (نوشتن) —> به معنایِ احتمالیِ «صفحهٔ نوشتن، محیطِ نوشتن در رایانه»
🔹 #ورزار (ورزیدن) —> به معنای احتمالیِ «مربّی»
🔹 #وزار (وزیدن) —> به معنایِ احتمالیِ «متحرّک یا محرّک»
🔹 #وژار (وژیدن، اندازه گرفتن) —> به معنایِ احتمالیِ «ترازو، #scale »
🔹 #هستار (هَستیدن) —> به معنای احتمالیِ «موجود یا هستنده یا وجود» (فلسفه)
🔹 #هلار (هِشتن، هِلیدن) —> به معنای احتمالیِ «فردی که دیگری یا همسرِ خود را ترک میکند، متارکهگر» (حقوق)
🔹 #یابار (یافتن، یابیدن) —> به معنای «فرد یا چیزِ یابنده»
🔹 #یزار (یشتن، یَزیدن) —> به معنای احتمالیِ «نیایشگر، نمازگزار»
🔺نکته:
یادآوری میشود که ستاکِ حالِ برخی از فعلهای این فهرست اسم یا صفت نیز به شمار میروند.
بنابراین واژههایی که با پسوندِ --ار از آنها نپاشتهایم را میتوان از الگوی [ اسم یا صفت + --ار ] به دست آورد. برای مثال گندار یا تُندار میتوانند از فرمولِ [صفت + --ار] به دست آیند، و چسبار و چرخار میتوانند از فرمولِ [اسم + --ار] به دست آیند.
بااینحال، ما چون همواره فعل را برتر از هر ساختِ دیگری در زبان میانگاریم، ترجیح دادیم برساختِ این واژهها را که در زبانِ فارسی فعل نیز دارند، برآمده از فعل در نظر بگیریم.
