گفتارها (دو)
چهار ترازِ واژهنپاری از دیدگاهِ ریشهشناسی در فارسیِ امروز:
[پیشاز مطالعه بد نیست برای دانستنِ معنای چند فنواژه به گفتارها (۱) بروید.]
نگارنده در این کوتاهنوشته میکوشد تا واژهنِپاری (برساخت یا وضعِ واژه = word coinage) را از دیدگاهِ ریشهشناختی به چهار تراز یا سطح دستهبندی کند. یادآوری میشود که این دستهبندی به شیوههای واژهنپاری نمیپردازد، بلکه به تراز یا سطحِ درگیریِ امرِ واژهنپاری با ریشههای واژگان نگاه میکند:
۱- ترازِ نخست:
واژه یا فعل از ریشهای برگرفته میشود که ریشهٔ قراردادیِ نیاایرانی (برگرفته از کهنترین زبانِ خانوادهٔ ایرانی، یعنی زبانِ اوستایی) است، و در فرآیندِ واژهدیسی دیسهای کاملاً نو و بیهمتا در زبانِ فارسی پدید میآید. این نوع واژهدیسی همانی است که ما همواره تلاش کردهایم که بدان شیوه واژه بِنِپاریم (برسازیم.)
در این نوع واژهدیسی، یک یا دو ستاکِ اصلی داریم، که دستِکم فرم یا دیسهی یکی از آنها در زبانِ فارسی وجود ندارد. درواقع، واژهنِپار براساسِ قاعدههای آواشناسی دیسهٔ یک یا هر دو ستاک را آفریده است.
مثال:
فعلِ آزاویدن در این واژهنامه برای جایگزینیِ #to_generate نِپاشته شده است. این فعل از پیشوندِ " آ " + ستاکِ "زاو" + نشانهی مصدرِ "--یدن" ساخته شده است.
نکتهی مهم در این فعل این است که ستاک-دیسهی "زاو"، از ریشهی هندواروپاییِ -genH (تولید کردن، زادن)، در زبانِ فارسی وجود ندارد. بنابراین این دیسه، یعنی "زاو"، میتواند در آینده دستمایهٔ نپارشِ فعلهایی دیگر با معنای نزدیک به معنای "زاو" نیز قرار گیرد. به چند نمونه از این فعلهای نِپاشتَنی (قابلِ برساخت) با "زاو" توجه کنید:
زاوَستن ، زاوادن ، زاوَنیدن ، زاوِشتن ، زاویفتن ، زاویلیدن ، گُزاویدن، پَرزاویدن ، زاواتیدن و ...
یادآوری میشود که این "زاو" از ریشهی نیاایرانیِ zanH یا ریشهی هندواروپاییِ -genH به معنای زادَن آمده است. از این ریشه واژهها و فعلهای زادن، زَهیدن، زاییدن، آزاد، فرزند و ... در فارسی وجود دارند که ستاکهای آنها دیسههای گوناگونی دارند، ولی دیسهی "زاو" در آنها دیده نمیشود.
چنانکه میبینید این تراز از واژهنپاری بنیادیترین و مهمترین ترازِ واژهنپاری در زبان است، و امروزه در زبانهای مدرن (اروپایی) بهسختی دیده میشود. دلیلِ آن این است که این زبانها از کمبودِ فرم ( ستاک-دیسه یا پایه-دیسه) رنج نمیبرند و در روندِ آوالشِ (تکاملِ) طبیعیِ خود دیسههای فراوانی پدید آوردهاند. فارسی ولی دچارِ کمبودِ ستاک-دیسه و پایه-دیسه است، و شاید دههها باید بدین شیوه واژهنِپاری کند تا خوشآواترین و کاربردیترین ستاک-دیسهها و پایه-دیسهها را در نوشتارگانِ خود بیافریند.
۲- ترازِ دوم:
در این سطح، واژهنپار از ستاک-دیسه یا پایه-دیسهی آشنا و پیشتر-موجود در زبانِ فارسی بهره میگیرد و با چسباندنِ وندها و اَفزایهها به این ستاک یا پایهی آشنا فرمِ (دیسهی) فعلیِ تازهای به زبان عرضه میکند.
توجه کنید که در ترازِ نخست ستاک-دیسه (پایه-دیسه) هم جدید بود، ولی در ترازِ دوم دیسهی ستاک یا پایه قدیمی ولی دیسهی فعلِ پدیدآمده جدید است و برای رساندنِ معنایی نوین در زبان پدید آمده است.
برای مثال، در همین کانال فعلِ #گردیسیدن یا #گردشتن را برای فعلِ انگلیسیِ #to_circuit نِپاشتهایم.
این فعل از ستاکِ گَرد + افزایهی "--یس،" (بهمقتضایِ وزنِ فعل) + --یدن برساخته شده است.
چنانکه میبینید ستاکِ اصلی در این فعل "گَرد" است که پیشتر در زبان موجود بوده، و میتوان آن را در فعلِ "گردیدن" مشاهده کرد.
نکتهی مهم در این تراز از واژهنپاری این است که واژهنپار میکوشد تا با نوآوری (اینجا بردنِ فعل به وزنی معین) فعلدیسهی نو و ناآشنا بیافریند.
این تراز از واژهنپاری نیز ترازی نسبتاً بنیادی است و میتواند فعلدیسههای ساده (بسیط) و نو در زبان بیافریند.
نکتهای که دررابطهبا هر دو ترازِ بالا اهمیت دارد این است که واژهنپار برای آفریدنِ دیسههای نو عمداً تغییراتی در آواهای ستاکها (گاهی نیز در "وندها") پدید میآورد، و همچنین میکوشد تا وندهایی جدید از دلِ زبانهای ایرانی، و گاهی هندواروپایی برسازد؛ یا از زبانِ معینی وام بگیرد.
چنانکه ممکن است تاکنون دریافته باشید واژهنپار در دو ترازِ واژهنپاریِ بالا بههیچ روی نمیکوشد که فعلها و واژهها را طوری برسازد که برای ذهنِ مخاطب آشنا باشد، بلکه برعکس، او از الگوها و امکاناتِ گوناگون و مُجاز در دانشِ آواشناسی بهره میگیرد، و فعلها و واژههای کاملاً متمایز از فعلها و واژههای پیشترموجود در زبان میآفریند.
۳- ترازِ سوم:
واژهنپار در این تراز به دنبالِ برساختِ ستاک-دیسههایِ نو، آفرینش یا جستجوی وندهای ناموجود در زبان، یا افزودنِ افزایهها برای نِپارشِ (برساختِ) فعل و واژه نیست. همان فعلها یا واژههای موجود در زبان را با پیشوندها یا پسوندهای موجود در زبان درمیآمیزد و از این آمیختار دیسهای نو بهدست میآورد.
در این تراز، واژهنپار در جستجوی برساختِ واژهها بهشرطِ شفافیتِ نسبیِ واژهها برای مخاطب است.
برای مثال، واژهی تَراکُنش برای جایگزینیِ واژهی انگلیسیِ #transaction برساخته شده است.
چنانکه میبینید این واژه از تَرا (پیشوند) + کنش (اسمِ مصدر) پدید آمده است.
پیشوندِ "ترا" بهجایِ trans سالهاست که در فارسی معرفی شده، و واژهنِپار امید دارد که مخاطب معنای آن را بداند. اسمِمصدرِ "کنش" هم با اندکی تقلیلِ مفهومی میتواند بارِ معناییِ action را به دوش کشد.
در این تراز، واژهنپار خود را متعهد به برساختِ مشتقهای دیگرِ واژهی انگلیسی نیز نمیداند، ای بسا که این کار را ضروری هم نمیپندارد.
بسیاری از فارسیزبانانِ همروزگارِ ما این تراز از واژهنپاری را روا و معقول میدانند، و به دو ترازِ پیشین تعلقِخاطری ندارند. در این تراز و ترازِ بعدی فعلِ ساده بهندرت ساخته میشود، و برای واژههای کلیدیِ جهانِ مدرن نیز بهشیوهی وصلهپینه کردن و آمیختاری واژه برساخته میشود، و چارهای اساسی اندیشیده نمیشود.
۴- ترازِ چهارم:
در این سطح از واژهسازی، واژهنپار میکوشد به شیوهای واژه برسازد که شنونده یا خواننده هیچنوع کوششی برای فهمِ آن واژه نداشته باشد. واژهنِپار در این رویکرد گاهی توقعِ خود را بیشازحد بالا برده و مدعی میشود که واژهها یا فعلها باید بیرون از کانتکستِ خود نیز حداکثرِ شفافیت را داشته باشند.
برساختِ واژهی "کارآفرین" بهجای #etrepreneur از این جنس کار است.
ناگفته نماند که توقعِ شفافیتِ حداکثری اگرچه نیکو مینماید، ولی برای زبانِ کمواژهای همچون فارسی توقعی بِجا نیست، و موجب میشود واژهنِپار در این تراز فقط بتواند درصدِ پایینی از نیازهای واژهنپاریِ زبانِ فارسی را برآورده سازد.
نکتهی مهم در این تراز و ترازِ سوم این است که واژهنپار برای جبرانِ کمبودِ ستاک-دیسهها یا پایه-دیسههای گوناگون در فارسی به دو روشِ زیر دست مییازد:
الف) ستاک-دیسهها یا پایه-دیسههای موجود را در معنای نزدیک به معنای اصلیِ آنها بهکار میبرد، مانندِ آنچه در مثالِ ترازِ سوم گفته شد ("کُنش" بهجای action، درحالیکه action دارای بارِ مفهومیِ "اجرا" و "فعالیت" در انگلیسی —>است، نه "انجام دادن" یا "کردن".)
ب) واژههای فراوانِ عربی، و گاهی اروپایی، را به رسمیت میشناسد، و با ترکیبِ آنها با دیسههای فارسی واژههای نو مینِپارَد.
واژهنپاری در ترازهای سوم و چهارم معمولاً نیاز به آشنایی با ریشههای واژهها در زبانهای هندواروپایی ندارد؛ و معنای واژهها فقط در زبانِ فارسی مدِّنظر قرار میگیرد.
لازم به یادآوری است که بیشترین واژهها در فارسی نیز در ترازهای سوم و چهارم ساخته شده و میشوند، که البته نیکوست؛
بااینحال، از دیدِ نگارنده باید به ترازهای بنیادیِ واژهدیسی (ترازهای اول و دوم) نیز توجهِ ویژه شود تا بتوانند در آینده نقشِ بیشتری در نپارِشِ سیستممندِ واژههای نو در زبانِ فارسی داشته باشند.
دکتر جاوید پاژین
تاریخ: ۱۴۰۱/۶/۲۳
